همه ما برای اینکه شبیه خداوند بشویم نیازمند تبدیل شدن هستیم.
صحبت من امروز راجع به تبدیل است. ما انسانها معمولاً از تبدیل خوشمان نمیآید. به همین خاطر دوست داریم بیشتر شاهد تبدیل دیگران باشیم تا خودمان. اکثر وقتها دعا میکنیم که ای خداوند فلانی را عوض کن! ولی با من کاری نداشته باش! اگر با خود صادق باشیم این حالتِ اکثر ما در دعا است.
حتی در زندگی روزانه، خیلی از چیزهای اطراف ما هم، در حال دگرگونی و تبدیل شدن است. جدیداً سیگارهای بدون دود و بو به بازار آمده که نه باعث آلودگی محیط زیست میشود و نه و اطرافیان لطمه وارد میکند. یک شرکت ایتالیایی در شهر ناپل این سیگار را ابداع کرد. قیمت آن ۲۹ یورو و تا یک ماه دیگر وارد بازار میشود. اسم این سیگار نیک استیک است و در آن هیچ تنباکویی استفاده نشده. در عوض ۹/۰ میلی گرم نیکوتین توسط یک المنت که با باطری کار میکند، توسط شخص مورد استفاده قرار میگیرد. و از لحاظ شکل ظاهری هم هیچ فرقی با سیگارهای معمولی ندارد.
روزی مرد مسنی با پسرش برای اولین بار به شهر میآید و در داخل یک ساختمان خیلی شیک جلوی آسانسور قرار میگیرد. میبیند که یک خانم میانسال وارد آسانسور شده، در بسته شد و پس از چند دقیقه در باز شده و یک جانم جوان و زیبا از آن بیرون آمد. مرد مسن رو به پسرش میکند و میگوید: پسر زود باش برو مامانتو خبر کن.
ولی تبدیلی که من امروز میخواهم راجع به آن صحبت کنیم در مورد این نوع عوض شدن و یا یک نوع اختراع جدید نیست، بلکه در مورد ماهیت چیزی است که تغییر یافته و عوض شده. امروز میخواهیم با نگاه دقیقتر به آن، به حقایق مهمی در زندگی خود پی ببریم. داستان این تبدیل را میتوان در اولین معجزه عیسی مسیح در قانای جلیل یافت که در انجیل یوحنا ۲: ۱- ۱۱ نقل شده است. تبدیل آب به شراب.
اجازه بدهید آیات را با هم مطالعه کنیم ... روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز در عروسی دعوت شده بودند. چون شراب کم آمد، مادر عیسی به او گفت: «دیگر شراب ندارند!» عیسی به او گفت: «بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» مادرش خدمتکاران را گفت: «هر چه به شما گوید بکنید.» در آنجا شش خمره سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفت، و هر کدام گنجایش دو یا سه پیمانه داشت. عیسی خدمتکاران را گفت: «این خمرهها را از آب پر کنید.» پس آنها را لبالب پر کردند. سپس به ایشان گفت: « حال اندکی از آن برگیرید و نزد میهمان دار ببرید.» آنها چنین کردند. میهمان دار نمیدانست که آن را از کجا آوردهاند، ولی خدمتکارانی که آب را برگرفته بودند، میدانستند. او چون آب را که شراب شده بود، چشید، داماد را فراخواند و به او گفت: « همه نخست با شراب ناب پذیرایی میکنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را میآوردند امّا تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشتهای!» بدین سان عیسی نخستین آیت خود را در قانای جلیل به ظهور آورد و جلال خویش را آشکار ساخت و شاگردان به او ایمان آوردند.
حقایق موجود در این معجزه عبارتند از:
۱. اگر میخواهی تبدیل شوی باید مسیح را به مهمانی خود دعوت کنی. شناخت ( آیات ۱و۲ )
۲. اگر میخواهی تبدیل شوی باید هر آنچه که مسیح میگوید انجام دهی. اطاعت و تجربه شخصی ( ۶ – ۸ )
۳. اگر میخواهی جلال خدا را ببینی باید قلب خود را به مسیح بسپاری. ایمان ( آیه ۱۱ )
این اولین معجزه عیسی مسیح است که در یک مجلس عروسی روی داد. برای اینکه بتوانیم بهتر به حقایق این داستان پی ببریم باید به قرن اول میلادی برگردیم یعنی زمانی که جشن عروسی در حال اجرا شدن بود. در آن زمان برای اینکه یک پسر خوش تیپ و خوش اندام یهودی بتواند با یک دختر زیبای یهودی ازدواج نماید باید رسوماتی را انجام میداد. داماد میبایست در ابتدا از پدر دختر اجازه بگیرد، آن دو با هم در یک جلسه به گفتگو میپردازند و پس از توافق و تعیین میزان مهریه، از دختر خواسته میشود که وارد اتاق شده و پسر از وی درخواست ازدواج میکند. او برای دختر یک پیمانه شراب میریزد و منتظر میماند تا دختر آن را به علامت قبول این ازدواج بنوشد. پس از اعلام رضایت، پسر در این جا برای اعتبار بخشیدن این نامزدی حلقهای به او به عنوان هدیه میدهد که باید در حضور دو شاهد باشد و پسر اعلام میکند که بر اساس قوانین موسی و قوم اسرائیل او همسر آینده خود را نامزد کرده است. بلا فاصله قرار دادی نوشته میشود که در آن: زمان، مکان، تعداد میهمانان، جهیزیه و هزینههای اداره زندگی مشخص میشود.
این مرحله از نامزدی به شِدوخین معروف است. (Shiddukhin). (ketuban) کتوبان
می گویند شخصی با یک دسته گل برای خواستگاری به منزل عروس میرود. دوستان وی میگویند چرا پیژامه پوشیدی؟ میگوید: شاید ما را قبول کردند، شب را همین جا ماندیم.! عزیزان این در مورد ازدواج یهودی صدق نمیکند. توضیح میدهم... چون
پس از نامزدی بلافاصله داماد عروس را ترک کرده و به دختر قول میدهد که در مدت زمان یک سال برای او خانهای بسازد که معمولا یک واحد مسکونی به خانه پدری او، اضافه میشد. پدر داماد باید کیفیت منزل و زمانی که باید اتمام شود را تائید نماید. داماد نمیتواند از زیر کار شانه خالی کند زیرا پدر او مراقب او میباشد. اگر از داماد سوال میشد که منزل جدید کی حاضر است او باید میگفت: تنها پدرم میداند. در این مدت نیز دختر با نقابی بر چهره به همگان اعلام میکرد که نامزد شده است. وقتی منزل ساخته شد داماد به اتفاق دوستان خود به طرف منزل عروس شبانه حرکت کرده خبر آمدن خود را با صدای سرود و شادی به منزل عروس میرساند. عروس با شنیدن صدای شادی، هر آنچه را که در دست دارد به کناری مینهد و بلافاصله لباس عروسی خود را بر تن کرده، چراغی را که باید همیشه آماده روشن کردن باشد را برداشته، به همراه ندیمههای خود از منزل پدری خارج میشود. او اول به استقبال داماد میآید و او را در خارج از منزل دیدار میکند. سپس همگی به داخل منزل رفته و مراسم جشن عروسی شروع میشود. پس از گذشت اولین شب به عنوان زوج، آنان میزبان مهمانان خود خواهند بود. برای اولین ازدواج مدت مهمانی معمولاً هفت روز و شب میباشد.
عیسی مسیح به چنین جشن عروسی دعوت شده بود. جشنی که برای برپایی آن حدود یک سال برنامه ریزی شده بود. و تمامی مهمانان به دقت انتخاب و دعوت میشدند. داماد تمام وقت و انرژی خود را برای برگزاری یک جشن بی عیب گذاشته بود ولی با وجود تمام این برنامه ریزیها، مشکلی پدید آمد. شراب تمام شد. این برای داماد یعنی فاجعه. او تمام تلاش خود را صرف کرد تا نهایت عشق و علاقه خود را به محبوب خود با برپایی این جشن بی نظیر نشان دهد ولی حالا باید سر افکنده میشد. چون شرابی نداشت تا از مهمانان پذیرایی کند. شادی واقعی او به نا امیدی تبدیل شده بود.
با خواندن این داستان به اولین حقیقت پی میبریم که:
۱. اگر میخواهی تبدیل شوی باید مسیح را به مهمانی خود دعوت کنی. شناخت ( آیات ۱و۲ )
عیسی و شاگردانش در مجلس عروسی دعوت شده بودند. فرض کنید که عیسی در آنجا نبود. چه اتفاقی میافتاد؟ عروسی با شکایت مهمانان پایان میپذیرفت. فکر نمیکنم کسی از ما دوست داشته باشد مهمانی بر پا کند و در انتهای آن مهمانان را ناراضی ببیند. پس اگر میخواهیم در زندگی خود شاهد دگرگونی باشیم باید با مسیح آشنا بشویم. باید او را به مهمانی زندگی خود دعوت کنیم. خداوند خود اولین کسی بود که طرح و ایده ازدواج را بنیاد نهاد. او زن و مرد را برای یکدیگر آفرید و آن دو را در ازدواج یکی ساخت. حال خودش در مراسم ازدواج شرکت کرده تا همراه آنان در شادی آنان شریک باشد. چه تصویر زیبایی! بدیهی است که هیچ چیز نمیتوانست این شادی را بهم بزند چون صاحب شادی در آنجا حضور داشت. آیا با مسیح آشنا شدی؟ چقدر از او میدانی؟ آشنایی با مسیح میتواند یک دگرگونی عمیق در زندگی تو ایجاد نماید. ولی واقعاً مسیح برای تو کیست؟ آیا تنها یک پیغمبر و نبی؟ برای اینکه بتوانی با مسیح آشنا بشوی باید این خبر خوش را بشنوی که، خداوند دو هزار سال پیش به میان ما انسانها آمد. او جسم پوشید تا ما بتوانیم او را بهتر بشناسیم. کلام خدا مسیح را اینگونه به من و شما معرفی میکند.
کولسیان ۱: ۱۵-۱۷ « مسیح چهره دیدنی خدای نادیده است. او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. در واقع تمام هستی بوسیله عیسی مسیح بوجود آمد، یعنی هر آنچه در آسمان و بر زمین است، دیدنی و نادیدنی، عالم روحانی با فرمانروایان و تاج و تخت ایشان، و فرماندهان و بزرگانشان، همه بوسیله مسیح و برای جلال او آفریده شدند. پیش از آنکه چیزی بوجود آید او وجود داشت و قدرت او است که عالم هستی را حفظ میکند. پس اولین حقیقتی که در این معجزه میآموزیم این است که باید با مسیح آشنا بشویم تا شاهد دگرگونی و تبدیل باشیم. بدون دعوت عیسی مسیح، ما قادر نیستیم که تبدیل بشویم. اجازه بدهیم شناخت ما از مسیح بیشتر بشود. اگر دوستی راجع به مسیح با شما صحبت میکند، حرفهای او را جدّی بگیرید. شاید خداوند او را فرستاده تا مسیح را از طریق کلامش به شما معرفی کند. مسیح به شاگردانش میگوید : هر که مرا ببیند خدای پدر را دیده است. یوجنا ۱۴: ۹
۲. اگر میخواهی که تبدیل شوی از مسیح پیروی کن. اطاعت و تجربه شخصی. ( آیات ۶ تا ۸ )
با خواندن آیات ۴ و ۵ نکات جالبی برای ما روشن میشود. توجه کنیم که عیسی مسیح پس از آغاز خدمت خود دیگر در خانه مادری خود زندگی نمیکرد. در واقع او تحت سر پرستی مادر خود نبود. (آغاز خدمت او شامل مناطق: ایالت یهودیه، ناصره در ایالت جلیل، بندر کفرناحوم، کرانه دریاچه جلیل در نزدیک زبولون و نفتالی، ناحیه اطراف رود اردن، جلیل علیا... بوده است متی ۴: ۱۴- ۱۵ ).
به همین خاطر وقتی مادر وی به او گفت شراب تمام شده، عیسی پاسخ داد: « بانو مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» عیسی، مادر خود را بانو خطاب کرد، نه مادر. او به مادر خود احترام بسیار میگذاشت، ولی میخواست به او حقیقتی را نیز بیاموزد و آن اینکه، او الآن باید از پدر آسمانی خود اطاعت کند نه از مادرش. او آمده بود تا اراده پدر را انجام دهد. او این حقیقت را در سن دوازده سالگی پی برد. ( لوقا ۲: ۴۹ ) مسیح در زمینه اطاعت نیز برای ما یک الگوی کامل بود. کاری که خدمتکاران انجام دادند اطاعت کامل از عیسی مسیح بود. آنان تنها در ابتدای مسیر شناختن وی بودند ولی با وجود این هر آنچه را که گفت عملی کردند. مسیح به آنان گفت: « این خمرهها را از آب پر کنید.» کلام خدا میگوید که آن خمرهها برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفته. مسیح نه تنها میخواست شادی واقعی را به مهمانی وارد کند بلکه میخواست درسی نیز به آنان و ما بیاموزد. او از خمرههای تطهیر استفاده کرد. مسیح به ما میگوید که تطهیر واقعی خون او است که باید ریخته شود تا گناهان بشر پاک شود. پاکی واقعی از گناه با اجرای رسومات مذهبی و آیین تطهیر نیست. مسیح از ما میخواهد که در اطاعت از او، درک کنیم که دین و مذهب نمیتواند به زندگی ما خوشی و شادی واقعی بیاورد. بلکه خون او است که میتواند ما را از زیر سلطه گناه آزاد کند. بیاد بیاوریم زمانی که مسیح پیاله را به دست گرفت از خدا تشکر کرد و به شاگردان داد و به گفت: « این خون من است که در راه بسیاری ریخته میشود و مهر یک پیمان تازه است میان خدا و انسان. (مرقس ۱۴: ۲۴ )
چه تصویر زیبایی! او میتوانست به خدمتکاران بگوید که جامهای خالی شراب را بیاورید تا برایتان پر سازم. ولی او خمرههای خالی آداب تطهیر را انتخاب کرد. به علاوه او از خدمتکاران خواست تا در این تبدیل نقشی داشته باشند. نقش آنان این بود که هر آنچه را که داشتند در اختیار مسیح بگذارند و از مسیح اطاعت کنند. آیا ما امروز چنین هستیم؟ بیشتر مواقع وقتی خداوند از ما میخواهد که او را پیروی کنیم، شانه خالی میکنیم. او از ما میخواهد که او را بچشیم و ببینیم که او نیکو است. عزیزان خداوند از طریق کلامش با ما صحبت میکند و خواست خود را به ما میگوید. خدمتکاران از مسیح نپرسیدند که چرا باید آب را به داخل خمرهها بریزند. آنان تنها اطاعت کردند. آنان در آن زمان نتیجه را نمیدیدند ولی خود را به او سپردند. در واقع با اطاعت ایمان خود را در عمل به او نشان دادند. معمولا موانع اطاعت شک و دودلی است و یا تحلیل با منطق و فکر انسانی. ولی کلام خدا میفرماید:« فکرهای من فکرهای شما نیست و راههای من راههای شما نیست.» اشعیا ۵۵: ۸. اگر بخواهیم با منطق خود همه چیز را قبول کنیم از بزرگترین برکت یعنی تبدیل شدن واقعی محروم خواهیم شد.
اگر اجازه بدهیم که مسیح ما را عوض کند، او ما را به بهترین شخص ممکن تبدیل میکند. او آب را به نابترین شراب ممکن تبدیل کرد. وقتی این واقعه روی داد، همه متوجه کیفیت شراب شدند. اگر مسیح میخواهد امروز ترا عوض کند، مطمئن باش از تو بهترین را میسازد. احتمالا میزبانان راضی بودند که معمولیترین و ارزانترین نوع شراب در آن بحران، فراهم شود تا سر و صدای مهمانان در نیاید و کسی نفهمد که شراب کم آمده. ولی همه فهمیدند که کیفیت شراب عوض شده! آنهم چه تغییری! عالیترین نوع شراب در حال سرو شدن بود. مهماندار داماد را فراخوانده گفت: آیه ۱۰: « همه نخست با شراب ناب پذیرایی میکنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را میآورند؛ اما تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشتهای.» عزیزان مسیح میخواهد از تو آن شخصی را بسازد که در این دنیا منحصر به فرد است. تو برای خداوند بسیار عزیز هستی و او میخواهد تو را تبدیل کند و از تو به عالیترین نحو ممکن استفاده کند. هر چه داری به او بسپار. افکار و اعتقادات و قلب خود را به او تقدیم کن تا او ترا عوض کند.
۳. اگر میخواهی جلال خدا را ببینی باید قلب خود را به مسیح بسپاری. ( آیه ۱۱ )
در کلام خدا به دفعات از تصویر عروسی برای نشان دادن عشق و محبت خداوند به قومش استفاده شده است.
عیسی مسیح در عهد جدید به عنوان داماد آسمانی معرفی شده و ما که او را به زندگی خود دعوت میکنیم عروس او هستیم. آن عشق و محبتی که بین داماد و عروس است بین عیسی مسیح و ایمانداران است. در این معجزه، عیسی مسیح یک پیمان جدید و عهدی تازه را برای این عشق معرفی میکند. داماد زمینی سعی میکند تا همه چیز را برای آسایش و راحتی عروس خود تهیه کند. داماد آسمانی با خون خود هر آنچه را که باید هدیه میداد به ما تقدیم کرد. مسیح در این معجزه جلال خود را به شاگردان آشکار کرد. و آنان به او ایمان آوردند. این چیزی است که ما در آیه ۱۱ میخوانیم. مسیح میخواهد که جلال خود را به ما بدهد تا ما در این تبدیل واقعی همچون خداوند بشویم. او در یوحنا ۱۷: ۲۲ اینطور میگوید: « جلالی را که به من بخشیدی به ایشان دادهام، تا آنان نیز مانند ما یکی گردند.»
شاید از خود بپرسی چگونه من میتوانم جلال خدا را مشاهده کنم؟ از همان طریقی که شاگردان در این معجزه عمل کردند تو نیز عمل کن. ۱. یعنی با مسیح آشنا بشو. یعنی او را آنطور که هست بشناس. عیسی مسیح فراتر از یک پیغمبر و نبی بود. او ادعا کرد که خداوند است و این را با معجزات خود ثابت کرد. ۲. حال که او را شناختی، اجازه بده قدرت تبدیل را در درون تو جاری سازد. از او اطاعت کن. مسیح از تو میخواهد که به او توکل کنی و قلب خود را به او بسپاری. اگر چنین کنی، مثل شاگردان جلال خدا را خواهی دید. مسیح از تو میخواهد که نسبت به او صادق باشی. ولی چطور؟ کلام خدا میگوید که هیچ قلب صادق و رو راستی در این دنیا نیست و همه گناه کردند و از خدا دور شدند. پس چطور باید با او صادق باشیم؟
مسیح از ما میخواهد که وضیعت گناهکار خود را بپذیریم. این یعنی صادق بودن با او. بعضیها نمیپذیرند که گناهکار هستند و آن را قبول ندارند. در این معجزه میزبانان قبول کردند که شراب تمام شد. آنان پذیرفتند که نمیتوانند برای شادی بخشیدن به مهمانان کاری انجام دهند. ما هم باید مثل آنان عمل کنیم. بپذیریم که برای دریافت شادی واقعی در زندگی اعمال نیک ما نمیتواند ما را یاری دهد و ما را بیگناه نماید.
کلام خدا میفرماید: « عیسی مسیح با فدا کردن بدن انسانی خود بر روی صلیب ایجاد چنین رابطهای را با خدا ممکن ساخته است. در نتیجه این فدا کاری است که مسیح شما را به پیشگاه خدا آورده است. و شما بدون هیچ اتهام و محکومیتی در حضور خدا ایستادهاید به طور که دیگر او خلافی در شما نمیبیند تا به سبب آن شما را سرزنش کند. این به شرطی است که به طور کامل به حقیقت ایمان داشته باشید و در آن محکم و ثابت قدم بمانید و نگذارید امیدی که به هنگام شنیدن پیغام انجیل در شما بوجود آمد متزلزل شود. » کولسیان ۱: ۲۲-۲۳
عزیزان اجازه بدهید با یاد آوری این حقایق از مسیح بخواهیم آن تبدیل واقعی را در ما شروع کند. اول او را بشناسیم. هر چه به ما میگوید انجام دهیم و با ایمان به او در جلال خداوند شریک بشویم.
دعا کنیم. اگر هنوز مسیح را به زندگی خود دعوت نکردی این فرصت برای تو است که با من در قلبت اینگونه دعا کنی:
خداوند ترا شکر میکنم که کار تو تبدیل است. تو از من گناهکار فاصله نگرفتی بلکه در عیسی مسیح به من نزدیک شدی تا مرا عوض کنی. امروز با دستانی خالی به حضور تو آمدهام و با قلبی گناهکار. ولی مایل هستم که تو قلب مرا تبدیل کنی. نمیخواهم در دوری از تو بمانم بلکه خواست من این است که مرا با خود آشتی بدهی. ممنون هستم برای عیسی مسیح که فرستادی تا با رفتن بر روی صلیب این فاصله را از میان بردارد و تاوان گناهان مرا بپردازد. ایمان دارم که عیسی مسیح بخاطر گناهان من بر صلیب رفت، مرد و در روز سوم از قبر قیام کرد. ایمان دارم که ای عیسی مسیح تو زنده هستی و قادر هستی گناهان مرا ببخشی. از تو دعوت میکنم که وارد قلبم بشوی و از من آن شخصیتی را بسازی که مد نظر تو است. مرا تبدیل کن. ممنون هستم که دعای مرا شنیدی. آمین.
صحبت من امروز راجع به تبدیل است. ما انسانها معمولاً از تبدیل خوشمان نمیآید. به همین خاطر دوست داریم بیشتر شاهد تبدیل دیگران باشیم تا خودمان. اکثر وقتها دعا میکنیم که ای خداوند فلانی را عوض کن! ولی با من کاری نداشته باش! اگر با خود صادق باشیم این حالتِ اکثر ما در دعا است.
حتی در زندگی روزانه، خیلی از چیزهای اطراف ما هم، در حال دگرگونی و تبدیل شدن است. جدیداً سیگارهای بدون دود و بو به بازار آمده که نه باعث آلودگی محیط زیست میشود و نه و اطرافیان لطمه وارد میکند. یک شرکت ایتالیایی در شهر ناپل این سیگار را ابداع کرد. قیمت آن ۲۹ یورو و تا یک ماه دیگر وارد بازار میشود. اسم این سیگار نیک استیک است و در آن هیچ تنباکویی استفاده نشده. در عوض ۹/۰ میلی گرم نیکوتین توسط یک المنت که با باطری کار میکند، توسط شخص مورد استفاده قرار میگیرد. و از لحاظ شکل ظاهری هم هیچ فرقی با سیگارهای معمولی ندارد.
روزی مرد مسنی با پسرش برای اولین بار به شهر میآید و در داخل یک ساختمان خیلی شیک جلوی آسانسور قرار میگیرد. میبیند که یک خانم میانسال وارد آسانسور شده، در بسته شد و پس از چند دقیقه در باز شده و یک جانم جوان و زیبا از آن بیرون آمد. مرد مسن رو به پسرش میکند و میگوید: پسر زود باش برو مامانتو خبر کن.
ولی تبدیلی که من امروز میخواهم راجع به آن صحبت کنیم در مورد این نوع عوض شدن و یا یک نوع اختراع جدید نیست، بلکه در مورد ماهیت چیزی است که تغییر یافته و عوض شده. امروز میخواهیم با نگاه دقیقتر به آن، به حقایق مهمی در زندگی خود پی ببریم. داستان این تبدیل را میتوان در اولین معجزه عیسی مسیح در قانای جلیل یافت که در انجیل یوحنا ۲: ۱- ۱۱ نقل شده است. تبدیل آب به شراب.
اجازه بدهید آیات را با هم مطالعه کنیم ... روز سوم در قانای جلیل عروسی بود و مادر عیسی نیز در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز در عروسی دعوت شده بودند. چون شراب کم آمد، مادر عیسی به او گفت: «دیگر شراب ندارند!» عیسی به او گفت: «بانو، مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» مادرش خدمتکاران را گفت: «هر چه به شما گوید بکنید.» در آنجا شش خمره سنگی بود که برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفت، و هر کدام گنجایش دو یا سه پیمانه داشت. عیسی خدمتکاران را گفت: «این خمرهها را از آب پر کنید.» پس آنها را لبالب پر کردند. سپس به ایشان گفت: « حال اندکی از آن برگیرید و نزد میهمان دار ببرید.» آنها چنین کردند. میهمان دار نمیدانست که آن را از کجا آوردهاند، ولی خدمتکارانی که آب را برگرفته بودند، میدانستند. او چون آب را که شراب شده بود، چشید، داماد را فراخواند و به او گفت: « همه نخست با شراب ناب پذیرایی میکنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را میآوردند امّا تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشتهای!» بدین سان عیسی نخستین آیت خود را در قانای جلیل به ظهور آورد و جلال خویش را آشکار ساخت و شاگردان به او ایمان آوردند.
حقایق موجود در این معجزه عبارتند از:
۱. اگر میخواهی تبدیل شوی باید مسیح را به مهمانی خود دعوت کنی. شناخت ( آیات ۱و۲ )
۲. اگر میخواهی تبدیل شوی باید هر آنچه که مسیح میگوید انجام دهی. اطاعت و تجربه شخصی ( ۶ – ۸ )
۳. اگر میخواهی جلال خدا را ببینی باید قلب خود را به مسیح بسپاری. ایمان ( آیه ۱۱ )
این اولین معجزه عیسی مسیح است که در یک مجلس عروسی روی داد. برای اینکه بتوانیم بهتر به حقایق این داستان پی ببریم باید به قرن اول میلادی برگردیم یعنی زمانی که جشن عروسی در حال اجرا شدن بود. در آن زمان برای اینکه یک پسر خوش تیپ و خوش اندام یهودی بتواند با یک دختر زیبای یهودی ازدواج نماید باید رسوماتی را انجام میداد. داماد میبایست در ابتدا از پدر دختر اجازه بگیرد، آن دو با هم در یک جلسه به گفتگو میپردازند و پس از توافق و تعیین میزان مهریه، از دختر خواسته میشود که وارد اتاق شده و پسر از وی درخواست ازدواج میکند. او برای دختر یک پیمانه شراب میریزد و منتظر میماند تا دختر آن را به علامت قبول این ازدواج بنوشد. پس از اعلام رضایت، پسر در این جا برای اعتبار بخشیدن این نامزدی حلقهای به او به عنوان هدیه میدهد که باید در حضور دو شاهد باشد و پسر اعلام میکند که بر اساس قوانین موسی و قوم اسرائیل او همسر آینده خود را نامزد کرده است. بلا فاصله قرار دادی نوشته میشود که در آن: زمان، مکان، تعداد میهمانان، جهیزیه و هزینههای اداره زندگی مشخص میشود.
این مرحله از نامزدی به شِدوخین معروف است. (Shiddukhin). (ketuban) کتوبان
می گویند شخصی با یک دسته گل برای خواستگاری به منزل عروس میرود. دوستان وی میگویند چرا پیژامه پوشیدی؟ میگوید: شاید ما را قبول کردند، شب را همین جا ماندیم.! عزیزان این در مورد ازدواج یهودی صدق نمیکند. توضیح میدهم... چون
پس از نامزدی بلافاصله داماد عروس را ترک کرده و به دختر قول میدهد که در مدت زمان یک سال برای او خانهای بسازد که معمولا یک واحد مسکونی به خانه پدری او، اضافه میشد. پدر داماد باید کیفیت منزل و زمانی که باید اتمام شود را تائید نماید. داماد نمیتواند از زیر کار شانه خالی کند زیرا پدر او مراقب او میباشد. اگر از داماد سوال میشد که منزل جدید کی حاضر است او باید میگفت: تنها پدرم میداند. در این مدت نیز دختر با نقابی بر چهره به همگان اعلام میکرد که نامزد شده است. وقتی منزل ساخته شد داماد به اتفاق دوستان خود به طرف منزل عروس شبانه حرکت کرده خبر آمدن خود را با صدای سرود و شادی به منزل عروس میرساند. عروس با شنیدن صدای شادی، هر آنچه را که در دست دارد به کناری مینهد و بلافاصله لباس عروسی خود را بر تن کرده، چراغی را که باید همیشه آماده روشن کردن باشد را برداشته، به همراه ندیمههای خود از منزل پدری خارج میشود. او اول به استقبال داماد میآید و او را در خارج از منزل دیدار میکند. سپس همگی به داخل منزل رفته و مراسم جشن عروسی شروع میشود. پس از گذشت اولین شب به عنوان زوج، آنان میزبان مهمانان خود خواهند بود. برای اولین ازدواج مدت مهمانی معمولاً هفت روز و شب میباشد.
عیسی مسیح به چنین جشن عروسی دعوت شده بود. جشنی که برای برپایی آن حدود یک سال برنامه ریزی شده بود. و تمامی مهمانان به دقت انتخاب و دعوت میشدند. داماد تمام وقت و انرژی خود را برای برگزاری یک جشن بی عیب گذاشته بود ولی با وجود تمام این برنامه ریزیها، مشکلی پدید آمد. شراب تمام شد. این برای داماد یعنی فاجعه. او تمام تلاش خود را صرف کرد تا نهایت عشق و علاقه خود را به محبوب خود با برپایی این جشن بی نظیر نشان دهد ولی حالا باید سر افکنده میشد. چون شرابی نداشت تا از مهمانان پذیرایی کند. شادی واقعی او به نا امیدی تبدیل شده بود.
با خواندن این داستان به اولین حقیقت پی میبریم که:
۱. اگر میخواهی تبدیل شوی باید مسیح را به مهمانی خود دعوت کنی. شناخت ( آیات ۱و۲ )
عیسی و شاگردانش در مجلس عروسی دعوت شده بودند. فرض کنید که عیسی در آنجا نبود. چه اتفاقی میافتاد؟ عروسی با شکایت مهمانان پایان میپذیرفت. فکر نمیکنم کسی از ما دوست داشته باشد مهمانی بر پا کند و در انتهای آن مهمانان را ناراضی ببیند. پس اگر میخواهیم در زندگی خود شاهد دگرگونی باشیم باید با مسیح آشنا بشویم. باید او را به مهمانی زندگی خود دعوت کنیم. خداوند خود اولین کسی بود که طرح و ایده ازدواج را بنیاد نهاد. او زن و مرد را برای یکدیگر آفرید و آن دو را در ازدواج یکی ساخت. حال خودش در مراسم ازدواج شرکت کرده تا همراه آنان در شادی آنان شریک باشد. چه تصویر زیبایی! بدیهی است که هیچ چیز نمیتوانست این شادی را بهم بزند چون صاحب شادی در آنجا حضور داشت. آیا با مسیح آشنا شدی؟ چقدر از او میدانی؟ آشنایی با مسیح میتواند یک دگرگونی عمیق در زندگی تو ایجاد نماید. ولی واقعاً مسیح برای تو کیست؟ آیا تنها یک پیغمبر و نبی؟ برای اینکه بتوانی با مسیح آشنا بشوی باید این خبر خوش را بشنوی که، خداوند دو هزار سال پیش به میان ما انسانها آمد. او جسم پوشید تا ما بتوانیم او را بهتر بشناسیم. کلام خدا مسیح را اینگونه به من و شما معرفی میکند.
کولسیان ۱: ۱۵-۱۷ « مسیح چهره دیدنی خدای نادیده است. او فرزند خداست و بر تمام موجودات برتری دارد. در واقع تمام هستی بوسیله عیسی مسیح بوجود آمد، یعنی هر آنچه در آسمان و بر زمین است، دیدنی و نادیدنی، عالم روحانی با فرمانروایان و تاج و تخت ایشان، و فرماندهان و بزرگانشان، همه بوسیله مسیح و برای جلال او آفریده شدند. پیش از آنکه چیزی بوجود آید او وجود داشت و قدرت او است که عالم هستی را حفظ میکند. پس اولین حقیقتی که در این معجزه میآموزیم این است که باید با مسیح آشنا بشویم تا شاهد دگرگونی و تبدیل باشیم. بدون دعوت عیسی مسیح، ما قادر نیستیم که تبدیل بشویم. اجازه بدهیم شناخت ما از مسیح بیشتر بشود. اگر دوستی راجع به مسیح با شما صحبت میکند، حرفهای او را جدّی بگیرید. شاید خداوند او را فرستاده تا مسیح را از طریق کلامش به شما معرفی کند. مسیح به شاگردانش میگوید : هر که مرا ببیند خدای پدر را دیده است. یوجنا ۱۴: ۹
۲. اگر میخواهی که تبدیل شوی از مسیح پیروی کن. اطاعت و تجربه شخصی. ( آیات ۶ تا ۸ )
با خواندن آیات ۴ و ۵ نکات جالبی برای ما روشن میشود. توجه کنیم که عیسی مسیح پس از آغاز خدمت خود دیگر در خانه مادری خود زندگی نمیکرد. در واقع او تحت سر پرستی مادر خود نبود. (آغاز خدمت او شامل مناطق: ایالت یهودیه، ناصره در ایالت جلیل، بندر کفرناحوم، کرانه دریاچه جلیل در نزدیک زبولون و نفتالی، ناحیه اطراف رود اردن، جلیل علیا... بوده است متی ۴: ۱۴- ۱۵ ).
به همین خاطر وقتی مادر وی به او گفت شراب تمام شده، عیسی پاسخ داد: « بانو مرا با این امر چه کار است؟ ساعت من هنوز فرا نرسیده.» عیسی، مادر خود را بانو خطاب کرد، نه مادر. او به مادر خود احترام بسیار میگذاشت، ولی میخواست به او حقیقتی را نیز بیاموزد و آن اینکه، او الآن باید از پدر آسمانی خود اطاعت کند نه از مادرش. او آمده بود تا اراده پدر را انجام دهد. او این حقیقت را در سن دوازده سالگی پی برد. ( لوقا ۲: ۴۹ ) مسیح در زمینه اطاعت نیز برای ما یک الگوی کامل بود. کاری که خدمتکاران انجام دادند اطاعت کامل از عیسی مسیح بود. آنان تنها در ابتدای مسیر شناختن وی بودند ولی با وجود این هر آنچه را که گفت عملی کردند. مسیح به آنان گفت: « این خمرهها را از آب پر کنید.» کلام خدا میگوید که آن خمرهها برای آداب تطهیر یهودیان به کار میرفته. مسیح نه تنها میخواست شادی واقعی را به مهمانی وارد کند بلکه میخواست درسی نیز به آنان و ما بیاموزد. او از خمرههای تطهیر استفاده کرد. مسیح به ما میگوید که تطهیر واقعی خون او است که باید ریخته شود تا گناهان بشر پاک شود. پاکی واقعی از گناه با اجرای رسومات مذهبی و آیین تطهیر نیست. مسیح از ما میخواهد که در اطاعت از او، درک کنیم که دین و مذهب نمیتواند به زندگی ما خوشی و شادی واقعی بیاورد. بلکه خون او است که میتواند ما را از زیر سلطه گناه آزاد کند. بیاد بیاوریم زمانی که مسیح پیاله را به دست گرفت از خدا تشکر کرد و به شاگردان داد و به گفت: « این خون من است که در راه بسیاری ریخته میشود و مهر یک پیمان تازه است میان خدا و انسان. (مرقس ۱۴: ۲۴ )
چه تصویر زیبایی! او میتوانست به خدمتکاران بگوید که جامهای خالی شراب را بیاورید تا برایتان پر سازم. ولی او خمرههای خالی آداب تطهیر را انتخاب کرد. به علاوه او از خدمتکاران خواست تا در این تبدیل نقشی داشته باشند. نقش آنان این بود که هر آنچه را که داشتند در اختیار مسیح بگذارند و از مسیح اطاعت کنند. آیا ما امروز چنین هستیم؟ بیشتر مواقع وقتی خداوند از ما میخواهد که او را پیروی کنیم، شانه خالی میکنیم. او از ما میخواهد که او را بچشیم و ببینیم که او نیکو است. عزیزان خداوند از طریق کلامش با ما صحبت میکند و خواست خود را به ما میگوید. خدمتکاران از مسیح نپرسیدند که چرا باید آب را به داخل خمرهها بریزند. آنان تنها اطاعت کردند. آنان در آن زمان نتیجه را نمیدیدند ولی خود را به او سپردند. در واقع با اطاعت ایمان خود را در عمل به او نشان دادند. معمولا موانع اطاعت شک و دودلی است و یا تحلیل با منطق و فکر انسانی. ولی کلام خدا میفرماید:« فکرهای من فکرهای شما نیست و راههای من راههای شما نیست.» اشعیا ۵۵: ۸. اگر بخواهیم با منطق خود همه چیز را قبول کنیم از بزرگترین برکت یعنی تبدیل شدن واقعی محروم خواهیم شد.
اگر اجازه بدهیم که مسیح ما را عوض کند، او ما را به بهترین شخص ممکن تبدیل میکند. او آب را به نابترین شراب ممکن تبدیل کرد. وقتی این واقعه روی داد، همه متوجه کیفیت شراب شدند. اگر مسیح میخواهد امروز ترا عوض کند، مطمئن باش از تو بهترین را میسازد. احتمالا میزبانان راضی بودند که معمولیترین و ارزانترین نوع شراب در آن بحران، فراهم شود تا سر و صدای مهمانان در نیاید و کسی نفهمد که شراب کم آمده. ولی همه فهمیدند که کیفیت شراب عوض شده! آنهم چه تغییری! عالیترین نوع شراب در حال سرو شدن بود. مهماندار داماد را فراخوانده گفت: آیه ۱۰: « همه نخست با شراب ناب پذیرایی میکنند و چون میهمانان مست شدند، شراب ارزانتر را میآورند؛ اما تو شراب ناب را تا این دم نگاه داشتهای.» عزیزان مسیح میخواهد از تو آن شخصی را بسازد که در این دنیا منحصر به فرد است. تو برای خداوند بسیار عزیز هستی و او میخواهد تو را تبدیل کند و از تو به عالیترین نحو ممکن استفاده کند. هر چه داری به او بسپار. افکار و اعتقادات و قلب خود را به او تقدیم کن تا او ترا عوض کند.
۳. اگر میخواهی جلال خدا را ببینی باید قلب خود را به مسیح بسپاری. ( آیه ۱۱ )
در کلام خدا به دفعات از تصویر عروسی برای نشان دادن عشق و محبت خداوند به قومش استفاده شده است.
عیسی مسیح در عهد جدید به عنوان داماد آسمانی معرفی شده و ما که او را به زندگی خود دعوت میکنیم عروس او هستیم. آن عشق و محبتی که بین داماد و عروس است بین عیسی مسیح و ایمانداران است. در این معجزه، عیسی مسیح یک پیمان جدید و عهدی تازه را برای این عشق معرفی میکند. داماد زمینی سعی میکند تا همه چیز را برای آسایش و راحتی عروس خود تهیه کند. داماد آسمانی با خون خود هر آنچه را که باید هدیه میداد به ما تقدیم کرد. مسیح در این معجزه جلال خود را به شاگردان آشکار کرد. و آنان به او ایمان آوردند. این چیزی است که ما در آیه ۱۱ میخوانیم. مسیح میخواهد که جلال خود را به ما بدهد تا ما در این تبدیل واقعی همچون خداوند بشویم. او در یوحنا ۱۷: ۲۲ اینطور میگوید: « جلالی را که به من بخشیدی به ایشان دادهام، تا آنان نیز مانند ما یکی گردند.»
شاید از خود بپرسی چگونه من میتوانم جلال خدا را مشاهده کنم؟ از همان طریقی که شاگردان در این معجزه عمل کردند تو نیز عمل کن. ۱. یعنی با مسیح آشنا بشو. یعنی او را آنطور که هست بشناس. عیسی مسیح فراتر از یک پیغمبر و نبی بود. او ادعا کرد که خداوند است و این را با معجزات خود ثابت کرد. ۲. حال که او را شناختی، اجازه بده قدرت تبدیل را در درون تو جاری سازد. از او اطاعت کن. مسیح از تو میخواهد که به او توکل کنی و قلب خود را به او بسپاری. اگر چنین کنی، مثل شاگردان جلال خدا را خواهی دید. مسیح از تو میخواهد که نسبت به او صادق باشی. ولی چطور؟ کلام خدا میگوید که هیچ قلب صادق و رو راستی در این دنیا نیست و همه گناه کردند و از خدا دور شدند. پس چطور باید با او صادق باشیم؟
مسیح از ما میخواهد که وضیعت گناهکار خود را بپذیریم. این یعنی صادق بودن با او. بعضیها نمیپذیرند که گناهکار هستند و آن را قبول ندارند. در این معجزه میزبانان قبول کردند که شراب تمام شد. آنان پذیرفتند که نمیتوانند برای شادی بخشیدن به مهمانان کاری انجام دهند. ما هم باید مثل آنان عمل کنیم. بپذیریم که برای دریافت شادی واقعی در زندگی اعمال نیک ما نمیتواند ما را یاری دهد و ما را بیگناه نماید.
کلام خدا میفرماید: « عیسی مسیح با فدا کردن بدن انسانی خود بر روی صلیب ایجاد چنین رابطهای را با خدا ممکن ساخته است. در نتیجه این فدا کاری است که مسیح شما را به پیشگاه خدا آورده است. و شما بدون هیچ اتهام و محکومیتی در حضور خدا ایستادهاید به طور که دیگر او خلافی در شما نمیبیند تا به سبب آن شما را سرزنش کند. این به شرطی است که به طور کامل به حقیقت ایمان داشته باشید و در آن محکم و ثابت قدم بمانید و نگذارید امیدی که به هنگام شنیدن پیغام انجیل در شما بوجود آمد متزلزل شود. » کولسیان ۱: ۲۲-۲۳
عزیزان اجازه بدهید با یاد آوری این حقایق از مسیح بخواهیم آن تبدیل واقعی را در ما شروع کند. اول او را بشناسیم. هر چه به ما میگوید انجام دهیم و با ایمان به او در جلال خداوند شریک بشویم.
دعا کنیم. اگر هنوز مسیح را به زندگی خود دعوت نکردی این فرصت برای تو است که با من در قلبت اینگونه دعا کنی:
خداوند ترا شکر میکنم که کار تو تبدیل است. تو از من گناهکار فاصله نگرفتی بلکه در عیسی مسیح به من نزدیک شدی تا مرا عوض کنی. امروز با دستانی خالی به حضور تو آمدهام و با قلبی گناهکار. ولی مایل هستم که تو قلب مرا تبدیل کنی. نمیخواهم در دوری از تو بمانم بلکه خواست من این است که مرا با خود آشتی بدهی. ممنون هستم برای عیسی مسیح که فرستادی تا با رفتن بر روی صلیب این فاصله را از میان بردارد و تاوان گناهان مرا بپردازد. ایمان دارم که عیسی مسیح بخاطر گناهان من بر صلیب رفت، مرد و در روز سوم از قبر قیام کرد. ایمان دارم که ای عیسی مسیح تو زنده هستی و قادر هستی گناهان مرا ببخشی. از تو دعوت میکنم که وارد قلبم بشوی و از من آن شخصیتی را بسازی که مد نظر تو است. مرا تبدیل کن. ممنون هستم که دعای مرا شنیدی. آمین.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر