صحبت امروز من در مورد دعا است، دعا نقش مهمی در زندگی ما دارد. آنهایی که
به خداوند ایمان دارند دعا یکی از چیزهایی است که ما را به خداوند مرتبط
میسازد؛ متاسفانه دعا خیلی بد به ما معرفی شده است و دعا را یک چیز کسل
کننده میدانیم. دعا بیشتر برای ما بصورت وِرد است. در متی فصل ۶ آیه ۵ تا ۸
عیسای مسیح راجب دعا اینطور میگوید: "۵ و اما درباره دعا. هرگاه دعا
میکنی، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادتگاهها یا در گوشه و
کنار خیابانها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مؤمن
نشان دهند. مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند، همین جا از مردم
گرفتهاند. ۶ اما تو هرگاه دعا میکنی، در تنهایی و در خلوت دل، پدر آسمانی
را عبادت نما؛ و او که کارهای نهان تو را میبیند، به تو پاداش خواهد داد.
۷ وقتی دعا میکنید، مانند کسانی که خدای حقیقی را نمیشناسند، وِردهای بی
معنی تکرار نکنید. ایشان گمان میکنند که با تکرار زیاد، دعایشان مستجاب
میشود. ۸ اما شما این را بیاد داشته باشید که پدرتان، قبل از اینکه از او
چیزی بخواهید، کاملا از نیازهای شما آگاه است".
در همین چند آیهای که خواندم عیسای مسیح خیلی زیبا در مورد دعا توضیح میدهد؛ میگوید در دعا ریا کاری نکنید چون بعضی وقتها بعضی از افراد و خود ما حتی نسبت به خدا ریاکاری میکنیم و سعی میکنیم توجه خدا را در دعا با کلمات زیبا یا با ریختن اشک یا در سینه خود زدن یا با فشار دادن لپها جلب کنیم! و دل او را بدست بیاوریم. حدود ۱۲۸ مرتبه در کتاب مقدس از دعا نام برده شده است و این نشان دهنده اهمیت دعاست. گفتم که دعا به ما بد معرفی شده است چون به همین صورت عدهای برداشت غلطی از دعا دارند و فکر میکنند دعا یعنی تقاضا کردن از دعا، یک چیزی میخواهید پیش خدا برو و از او تقاضا کن، دعا یعنی چیزی خواستن، در صورتی که در آیه ۸ میگوید خداوند قبل از اینکه شما چیزی از او بخواهید کاملا از نیاز شما آگاه است؛ پس دعا فقط تقاضا کردن نیست؛ ما هر وقت تقاضایی داریم به پیش خدا میرویم هر وقت مشکلی داریم به پیش خدا میرویم. در صورتی که این آیاتی که خواندم میگوید خدا کاملا از نیاز شما آگاه است.
اکثر دعاها در این زمینه است و افراد معمولا اینطور میگویند: حالا که میخوابم در خواب به من آرامش بده؛ خدایا دعا میکنم وضع مالی من بهتر بشود خدایا کامپیوتر من خراب شده و درست بشود خدایا همسر من ماشین را به دیوار نزند، کفش و لباس بچهها پاره نشود، هیچ کدام از ما مریض نشویم و غیره؛ ولی واقعا چقدر از این دعاها را ما میبینیم که دعای حقیقی است؛ فکر میکنید خدا در روز چند تا تقاضای دعا میگیرد اگر خدا ایمیل داشت فکر میکنید چند تا پیغام و درخواست دعا در روز میگرفت؛ از طرف شما چقدر از این نوع دعاها در طی روز میشود و فکر نکنید که هر کس دعا میکند ایماندار است در صورتیکه بیشتر آنها ایمان درست و حسابی ندارند و حتی بعضیها خدا را هم قبول ندارند اما در وقت نیاز به یک نوعی دعا میکنند.
شخصی میگفت از کنار اتاق دختر کوچکم رد میشدم دیدم زانو زده و دارد میگوید الف ب پ ت ث ج چ ح خ و داشت حروف الفبا را میگفت؛ پرسیدم دخترم چکار میکنی؟ آیا دعا میکنی یا حروف الفبا را میگویی؟ دختر میگوید دارم دعا میکنم و پدرش پرسید پس چرا حروف الفبا را میگویی! دخترش میگوید برای اینکه نمیدانم در مورد چی دعا کنم دارم حروف الفبا را میگویم تا خدا خودش هر چه خواست از این حروف درست کند و جمله بسازد.
عدهای هم واقعا نمیدانند که در چه موردی دعا میکنند و فقط حروف الفبا را میگویند؛ اکثر اوقات دعا از قلب نیست بلکه از دهان و الفاظ است. و کلام خدا میگوید وقتی که دعا میکنیم خدا به قلب ما نگاه میکند و نه به زبان ما؛ دعاهای دیگری نیز به این صورت است میگویند: خدایا کمکم کن چون بعضی وقتها که روز سختی دارم و بعضیها اعصاب منو خُرد میکنند و صورت من برای خنده به چهل و دو ماهیچه نیاز دارد اما برای اینکه یک مشت به دهان آنها بزنم فقط چهار تا ماهیچه لازم است پس کاری کن تا آنها به درک بروند؛ بعضیها هم اینطور دعا میکنند. دعای دختر خانمها: خدایا شوهری به من بده که خیلی خوش تیپ باشد خوش قیافه باشد ترجیحا پولدار باشد کار خوبی داشته باشد زود عصبانی نشود مخصوصا وقتی ولخرجی میکنم، شوهری باشد که هر چقدر حرف میزنم خسته نشود هیچ وقت از من خسته نشود خداوندا یادم رفت آشپزی هم خوب بلد باشد و در منزل هم هر کاری میتواند بکند؛ دعای آقایان: خدایا همسری برای من پیدا کن که پدرش کارخانه دار باشد دست پخت خوبی داشته باشد گوشهای تیز و قوی داشته باشد اگر نتواند زیاد حرف بزند مهم نیست فقط حرف گوش کن باشد.
شاید اینها زیاد نمونههای جالبی نباشند ولی اکثر دعاها به همین صورت است. راستی دعا چیست؟ دعا عبارت است از باز کردن قلب برای خدا؛ دعا یعنی به حضور خدا بیایید و قلب خود را برای او باز کنید، دعا باز کردن دهان نیست؛ دعا یعنی گفتگوی قلبی با خدا، با قلب خود با خدا حرف بزنید؛ دعا یعنی وارد کردن خدا به مرکز زندگی تو؛ دعا یعنی در اختیار گذاشتن خواست و اراده خودت به خدا؛ دعا یعنی صداقت داشتن با خدا؛ دعا یعنی تاجگذاری خدا به عنوان پادشاهی خدا در زندگی تو؛ دعا یعنی نه من خدایا بلکه تو؛ دعا یعنی احترام به خداوند، و شناخت او همانطوری که هست؛ این دعاست.
دعا فقط خواندن وِرد نیست؛ ما قرار نیست در دعا با کلمات بازی کنیم با زیاده گفتن و یا با طولانی کردن دعا و یا با گریه و زاری خدا را تحت تاثیر قرار بدهیم؛ گاهی وقتها یک جمله از صمیم قلب مهمتر از این است که یک ساعت یک نفر دعا کند. چون کلام خدا در اینجا میگوید که خدا همه احتیاجات ما را میداند ولی خدا به صداقت ما نگاه میکند. یک نمونه میآورم که خدا به قشنگ دعا کردن نگاه نمیکند منظور خوب دعا کردن نیست بعضیها اینرا بد برداشت میکنند و میگویند به ما گفتند که خوب دعا نکنید نه اینطور نیست منظور این است که خدا به قلب ما نگاه میکند اما چطور؟ بعضی وقتها دیدید تلفن شما زنگ میزند و بعد گوشی را که بر میدارید یک نفر با کمال احترام از کلمات بسیار زیبا استفاده میکند ولی میخواهد در و پنجره به شما بفروشد، دیدید از طرف جایی به شما تلفن میزنند و میخواهند تبلیغ چیزی را بکنند و یک کالایی را میخواهند به شما بفروشند و خیلی با تربیت و خیلی از کلمات قشنگ استفاده میکند تا شما را مجاب کند که آن جنس را بخرید! اما شما هیچ تمایلی به شنیدن صحبتهای فروشنده در و پنجره ندارید و فورا میگویید ببخشید وقت ندارم؛ اما گاهی وقتها یک دوستی به شما زنگ میزند خیلی هم قشنگ صحبت نمیکند ولی شما دوست دارید که با او ارتباط برقرار کنید؛ خداوند در دعا دنبال دوست میگردد. خدا به دنبال کسی میگردد که قلب خود را برای او باز کند، خدا به دنبال دوست و آشناست نه کسی که از کلمات قصار استفاده میکند اما در قلب او چیز دیگری است!
ما در دعا میخواهیم وضعیت را عوض کنیم اما خدا در دعا میخواهد ما را عوض کند؛ ما دعا میکنیم که خدایا وضعیت مرا عوض کن اما خدا در دعا میخواهد مرا عوض کند. اکثر دعاهای ما به این شکل است: خدایا من در یک وضع بد هستم من در یک وضع خطرناک هستم و این مشکل را بردار، اما خدا در آن مشکل میخواهد مرا قوی کند تا من از آن مشکل عبور کنم. ولی چشم ما به این است که مشکل و مسئله به کناری برود؛ در حالی که خدا میگوید من میدانم که مشکل هست اما میخواهم تو را قوی بسازم، میخواهم بر روی تو کار کنم.
به عنوان مثال در دوم تواریخ فصل ۷ آیه ۱۴ میگوید: "۱۴ اگر قوم من که به اسم من نامیده شدهاند متواضع شوند، و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد." خدا به زیبایی در اینجا میگوید اگر قوم من که به اسم من نامیده شدهاند فروتن شده و دعا کنند؛ خدا شرط میگذارد و میگوید اگر؛ اول باید فروتن شویم، فروتنی یعنی اینکه بیشتر از آنچه که هستیم خود را به خدا نشان ندهیم چون مثل این است که شما یک نفر را کاملا میشناسید اما او بیایید و بگوید کس دیگری است!
در خدا باید با خدا صادق باشیم و در حضور او بیاییم و بگوییم خدایا تو مرا میشناسی؛ گاهی وقتها حتی دعا به این نیست که چیزی بگوییم دعا در حضور خدا بودن است چون قلب با قلب باید تماس بگیرد؛ خدا در این آیه نمیگوید که چه کاری باید انجام بدهند نمیگوید از اینجا تا آنجا باید پیاده بروند و یا این کار را انجام دهند یا نیکو کاری کنند و به چند نفر غذا بدهند اما اینها را نمیگوید بلکه میگوید فروتن شده و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و سلامتی را به سرزمین آنها باز میگردانم. خدا در این آیه نمیگوید چه کاری انجام دهند چند بار دعا بکنند بلکه میگوید چه چیزی باشند؛ میگوید در دعا چی باشید نه اینکه چه کاری بکنید. و خداوند در دعا به من و ما اهمیت میدهد تا اینکه چکار کردیم یا در موقع دعا چکار باید بکنیم.
آیه ۵ به بعد که برای شما خواندم باز عیسای مسیح میگوید چه باشید؛ او میگوید در دعا با خدا خلوت کن؛ خدا شما را در دعا تنها میخواهد حتی اگر در جلسه هستید باز خدا شما را تنها میخواهد تک به تک؛ او میگوید دعایی را که در پیش مردم و برای مردم میکنید برای من نیست؛ اگر فلانی برگشت و گفت عجب دعایی کردی میگوید پاداش خود را از او گرفتید چون برای او دعا میکنید که توجه او را جلب کنید؛ پس در دعا حالت قلبی ما مهم است تا وضع ظاهری ما؛ برای خدا مهم نیست که شما ایستادید یا نشستید سجده کردید یا راه میروید برای خدا مهم نیست که شما کجا هستید پیاده یا سواره هستید برای خدا مهم نیست که شما چه نوع لباسی پوشیدید، لباس زیبا یا زشت؛ برای خدا مهم نیست که حتی رو به کدام طرف هستید چون خدا همه جا هست.
برای خدا مهم این است که با او صادق باشید. منظور از صادق بودن در دعا این نیست که هر چی بدبختی و مشکلات دارید به او بگویید که وضعم خوب نیست مشکل کاری دارم بچه من حرف گوش کن نیست و و و؛ منظور این است که به خدا از خودت آن چیزی را نشان بدهی که هستی؛ خدایا من کم ایمان هستم خدایا در اطاعت تو نیستم خدایا گناهکارم خدایا حسادت میکنم خدایا من دیگران را که میبینم از پیشرفت آنها ناراحت میشوم خدایا من جلوی زبان خود را نمیتوانم بگیرم خدایا من این وضعیت را دارم؛ چون خدا تمام اینها را در مورد ما میداند یعنی اگر گناهانی در قلب خود پنهان کردید تا به او نگویی دعای شما شنیده نخواهد شد.
کلام خدا در مزمور ۲۴ آیه ۳ و ۴ میگوید: "۳ چه کسی میتواند به خانه مقدس خداوند که بر کوه واقع است راه یابد؟ ۴ کسی که پندار و کردارش پاک باشد و از ناراستی و دروغ بپرهیزد." اگر در واقع از کسی رنجشی دارید یا باعث رنجش کسی شدهاید باید او را ببخشید نه با کلام بلکه از صمیم فلب خود؛ باید خواست شما و هدف شما در دعا ایجاد ارتباط با خدا باشد چون خدا قدوس است پاک است و نمیتواند با شخص ناپاک ارتباط داشته باشد؛ بنابراین وقتی شما در حضور خدا دعا میکنید و طلب بخشش میکنید خدا شما را تقدیس و مقدس میسازد خدا شما را پاک میکند تا شما را بتواند بپذیرد؛ پس در دعا باید با او صادق باشید.
حالا یک مشکلی وجود دارد برای عدهای مهم نیست که ارتباط با خدا برقرار میشود یا نمیشود بلکه مهم این است که آنچه را که میخواهند بگیرند و بروند. شما وقتی به بانک میروید مهم نیست آن شخصی که آن طرف نشسته چند سال دارد کارش چیست مشکل دارد یا ندارد شما فقط به دست آن شخص نگاه میکنید که پول به شما بدهد شما پول را میگیرید و نگاه نمیکنید که او کیست یا چه مشکلی دارد. و خیلی از دعاها به همین شکل است؛ خدایا برای من مهم نیست خواست تو و اراده تو چیست من الان این مشکل را دارم و این مشکل را برای من حل کن! و خدا هم میگوید تو نمیدانی که چه چیزی میخواهی و تو نمیدانی چه چیزی را رد میکنی تو اگر مرا داشته باشی همه چیز داری، تو اگر مرا داشته باشی سعادت و آرامش و خوشبختی را داری.
برای بعضیها خدا مثل مسئول بانک میماند شما پیش او میروید و میگویید چه چیزی میخواهید با او دوست نیستید برای شما مهم نیست که بعد از کارش چکار میکند شما فقط میخواهید که کار شما را راه بیندازد. اما در دعا برای خدا مهم است که شما قبل از دعا چکار کردید و بعد از دعا چکار خواهید کرد برای خدا همه چیز مهم است و اگر ما به این واقف نباشیم دعای ما بی ثمر خواهد بود از طرفی برای خدا مهم است که ما در وقت دعا با شخصیت او آشنا باشیم و به او اهمیت بدهیم و او را در دعا بشناسیم. چون وقتی شما ارتباط برقرار میکنید خدا شخصیت خودش را بر شما آشکار و مکشوف میکند برای خدا خیلی مهم است.
خدا میخواهد بداند که ما برای او احترام قائل هستیم نه برای اینکه چیزی به ما میدهد بلکه برای هر آنچه که او هست شما وقتی با فرزند خود در ارتباط هستید نمیخواهید فرزند تو بگوید خیلی ممنون که این چیز و آن چیز را خریدی؛ بلکه میخواهید که فرزندت شما را بشناسد و بخاطر شناختی که از محبت تو دارد به تو احترام بگذارد و ارتباط برقرار کند.
ما وقتی دعا میکنیم یعنی اعلام میکنیم که او چه کسی هست، میگوییم خدایا تو هستی و به وجود او ایمان داریم و دوم اینکه ما ای خداوند به تو احتیاج داریم و سوم اینکه ایمان داریم که تو شنونده دعاهای ما هستی و چهارم اینکه خدا اجابت کننده دعاهای ماست و پنجم اینکه خدا مرا دوست دارد. قدیمها یک نفر دعا میکرد البته نه به سیستم مسیحی بلکه به سیستم مذهبی خودش و بعد فورا جا نماز خود را جمع میکرد و میرفت. من آن زمان کوچک بودم و گفتم چرا این کار را انجام میدهی و او میگفت میترسم این دعا برگردد و به سر من بخورد. ما باید دعایی کنیم که مطمئن باشیم خدا جواب میدهد، ما باید از روی ایمان دعا کنیم. دعا یک چیز دیگر را نیز ثابت میکند و آن این است که شخصی که دعا میکند خود را چقدر وابسته و محتاج به خداوند میداند.
ما گاهی وقتها فقط برای یک قسمت از زندگی خود دعا میکنیم به آن قسمتی که احتیاج داریم؛ و برعکس کسی که دعا نمیکند نشانگر این است که چقدر متکی به خودش است. منظور از دعا، دعای سر میز غذا نیست که خدایا این میز و این غذا را برکت بده بلکه دعای مصرانه است دعا انسان را عوض میکند؛ ممکن است بپرسید چطور عوض میکند وقتی یکی با خدای بزرگ ارتباط برقرار میکند چطور امکان دارد که عوض نشود.
یکبار من مثال زدم وقتی شما یک میخ را به پریز برق فرو کنید و دست شما بر روی میخ باشد چه اتفاقی میافتد؟ همه متوجه میشوند که شما تغییر کردید یک قدرتی به شما وصل شده است! بعد چطور میشود که یک نفر با خدای قادر مطلق در ارتباط باشد و شما این ارتباط را نبینید؛ این ارتباط را در گفتار او، در کردار او، و در آرزوهای او نبینید چون ارتباط برقرار میشود و این ارتباط بر روی ما تاثیر میگذارد. شما کسی را که ادکلن و عطر زده است اگر با او روبوسی کنید بر شما تاثیر دارد؛ پس چطور خدای قادر مطلق با من در ارتباط باشد و در من هیچ تغییر و تحولی رخ ندهد! دعا انسان را عوض میکند.
در دعا قدرت عظیمی نهفته است که متاسفانه اکثر ما از آن بی بهره هستیم؛ کتاب مقدس در افسسیان فصل ۳ آیه ۲۰ اینطور میگوید: "۲۰ حال، خدا را جلال باد که قادر است بوسیله آن قدرت عظیمی که در ما کار میکند، برای ما کارهایی بسیار فراتر از خواست و امید و فکر ما انجام دهد." دعا ما را از قدرت خدا بهرهمند میکند؛ سنگین پیش خدا میروید و او شما را سبک میکند خالی پیش خدا میروید و او شما را پُر میکند؛ بی حکمت پیش او میروید و او حکمت خود را بر شما میریزد، نا امید میروید شما را امیدوار میکند، در ضعف میروید و او قدرتش را فرو میریزد، این نتیجه دعاست. دعا فقط این نیست که خدایا من کارم گیر کرده است درستش کن؛ دعا این نیست که خدایا من الان در وضع بدی هستم و اینطور و آنطور؛ دعا خیلی بالاتر از این چیزهاست، دعا ما را از قدرت خدا بهرهمند میسازد.
در یک کلیسایی خواربار را در یک کمدی میگذاشتند و در آنرا با قفلهایی که رمز دارد میبستند. خانمی که مسئول کمد بود هر کاری کرد دید قفل باز نمیشود گویا رمز آنرا فراموش کرده بود؛ به نزد کشیش کلیسا رفت و گفت من رمز قفل را فراموش کردم ممکن است بیایید و ببینید شما میتوانید آنرا باز کنید کشیش گفت من هم رمز آنرا نمیدانم ولی میآیم و کمک میکنم تا قفل باز شود؛ کشیش قفل را در دست گرفت و قفل چهار رمزی بود. کشیش نگاهی به بالا انداخت و یکی از رمزها را زد و دوباره نگاه به بالا کرد و پس از یک مکثی رمز دوم را زد و همینطور تا چهار رمز را زد و قفل باز شد؛ خانم مسئول به کشیش گفت وه شما چه ارتباط عالی با خدا دارید و خدا را شکر که شما با چند دعا توانستید قفل را باز کنید! کشیش گفت نه اینطور نیست بلکه رمز قفل بر روی سقف نوشت شده است و با دست آنرا نشان داد و گفت چون چشم من نمیدید سعی به خواندن آن میکردم.
گاهی وقتها برای باز کردن بعضی از رمزها در زندگی خود، لازم است که سر خود را به بالا بیندازیم و به عوض اینکه چشم خود را به این طرف و آن طرف بدوزیم لازم است که به او نگاه کنیم با او ارتباط برقرار کنیم چون او رمز را میداند چون او میداند چطور کمک بکند تا قفل باز شود؛ خیلی از درهای بزرگی که در زندگی ما بسته شده است، شماره رمز آن بر روی سقف نوشته شده است و ما فقط دستهای خود را به بالا برده و به بالا نگاه کنیم و تا به بالا نگاه نکنیم نمیتوانیم آنرا باز کنیم؛ دعا کلید حل مشکلات است، دعا چاره کار من و شماست.
نمی دانید برای زندگی خود چه کاری باید بکنید دعا کنید گیج و سرگردان هستید به پیش خدا بروید و دعا کنید؛ کار بزرگی دارید و از عهده آن بر نمیآیید دعا کنید؛ مسئله غیر ممکنی در پیش روی شما قرار دارد دعا کنید؛ ایمان ضعیفی دارید و شک کردید دعا کنید؛ خوشحال نیستید دعا کنید و نتیجه آنرا خواهید دید. ممکن است بپرسید حالا چطور دعا کنم؛ اولا اینکه فقط هر وقت مشکل دارید دعا نکنید بلکه سعی کنید که دعا عادت زندگی شما باشد؛ لازم نیست چشمان خود را ببندید و دعا کنید بلکه باز کنید و برای هر چه که میبینید خدا را شکر کنید؛ برای بچههای خودت خدا را شکر کنید؛ برای زندگی خودت خدا را شکر کنید؛ برای اینکه میتوانید راه بروید خدا را شکر کنید. خیلی وقتها ما چیزهایی را که داریم فراموش میکنیم! و این باعث میشود تا برای چیزهایی که نداریم فکر کنیم و داشتهها را فراموش میکنیم.
دعای خود را با ستایش و با پرستش خدا شروع کنید فورا نگویید خدایا این مشکل را دارم سعی کنید با خدا دوست باشید این خدا را شکر کنید ستایش کنید پرستش کنید؛ برای رحمت او و برای مهربانی او و برای اقتدار و فیض او خدا را ستایش کنید. شکرگزاری کنید برای هر آنچه که در زندگی شما انجام داده است؛ بگویید خدایا ممنونم برای این و ممنونم برای این قسمت زندگی خودم؛ بگویید خدایا مرا ببخش که دائما غُر میزنم شکایت میکنم و فراموش کردم کارهایی را که تو برای من انجام دادهای و سپس ببینید چه وجد و چه شادی در شما فرو میریزد. بعد در حضور خدا به گناهان خود اعتراف کنید اگر دل کسی را شکستهاید اگر خطایی کردید و اگر گناهی در زندگی شما وجود دارد برای آن دعا کنید و اعتراف کنید و بگویید خدایا مرا ببخش؛ باز میگویم که تمامی اینها باید از صمیم قلب شما باشد؛ نه اینکه گناه را دوست داشته باشید آنوقت دعای شما همانا وِرد است، باید از آن گناه حالت انزجار داشته باشید و حتی اگر ضعیف هستید بگویید خدایا من در این قسمت ضعیف هستم کمکم کن تا در این قسمت غالب شوم و میبینید که خدا کمک میکند و بعد از همه اینها برای احتیاجات خود دعا کنید.
فراموش نکنید که دعای ما باید همراه با ایمان باشد یعنی بدون شک باشد یعنی هیچوقت تردید نکنید که خدا دعای شما را نشنیده است. چون آن دعایی را که شما بگویید مطمئن نیستم که خدا شنیده است امیدوارم که شنیده باشد عمل نخواهد کرد؛ اگر کسی بپرسد دعا کردید بگویید بله و اگر گفت خدا جواب داد بگویید بله آمین، جواب داد و اگر پرسید کی انجام میشود بگویید در دست خداوند است.
در کتاب مقدس بارها در مورد دعای ایمان صحبت شده است؛ خدا میخواهد که در دعا به او اطمینان داشته باشیم مثل چیزی است که در دست شماست و آنرا به خدا میسپارید و میگویید خدایا اینرا به تو میسپارم و بر نمیگردی و مدام نمیپرسی آیا هنوز دست شماست! وقتی چیزی را در دعا به خدا سپردید ایمان داشته باش که خدا امین است او امانت دار خوبی است، آمین؛ حاضرید به همین صورت با هم دعا کنیم، پس لطفا بایستید:
خداوندا ما در حضور الهی تو هستیم، خدای قادر مطلق، خدایی که زندگی ما برای تو شفاف است، تو همه چیز را میدانی حتی چیزهایی را که ما در مورد خودمان و زندگی خود فراموش کردیم و حتی نمیدانیم آنرا تو میدانی؛ پس خداوندا امروز نمیخواهیم وِرد بخوانیم بلکه میخواهیم با تو ارتباط برقرار کنیم؛ خداوند میخواهیم دعا کردن را در ارتباط با تو یاد بگیریم چون تو معلمی بسیار عالی هستی؛ خداوندا نمیخواهیم در دعا کلماتی را بگوییم که به آن ایمان نداریم اعتقاد نداریم و دعایی باشد که فقط از زبان و حلق ما بیرون بیاید بلکه دعایی باشد که از قلب ما بیرون میآید.
خداوندا تو را شکر میکنیم؛ خداوندا ضعیف هستیم، بیشتر از اینکه با تو ارتباط برقرار کنیم خداوندا اعتراف میکنیم که در پیش دیگران نیازهای خود را گفتیم با دیگران بیشتر ارتباط برقرار کردیم و حتی دیدیم که نتیجه بخش نبوده است اما باز به تو پشت کردهایم؛ خداوندا امروز در نام عیسای مسیح دعا میکنیم که ما را بپذیری؛ ایمان داریم که الان تو شنونده دعاهای ما هستی؛ ایمان دارم که امروز هر کسی صمیمانه و از صمیم قلب دعا میکند تو میشنوی؛ خداوندا تو را برای تمامی محبتهای تو شکر میکنیم؛ برای بزرگی تو و برای فیض تو، تو را شکر میکنیم؛ و الان دعا میکنیم که در این ارتباط، ما را عوض کنی و ما را تغییر بدهی تا بتوانیم تو را شفافتر ببینیم آنطور که هستی؛ بنام عیسای مسیح دعا میکنیم، آمین.
در همین چند آیهای که خواندم عیسای مسیح خیلی زیبا در مورد دعا توضیح میدهد؛ میگوید در دعا ریا کاری نکنید چون بعضی وقتها بعضی از افراد و خود ما حتی نسبت به خدا ریاکاری میکنیم و سعی میکنیم توجه خدا را در دعا با کلمات زیبا یا با ریختن اشک یا در سینه خود زدن یا با فشار دادن لپها جلب کنیم! و دل او را بدست بیاوریم. حدود ۱۲۸ مرتبه در کتاب مقدس از دعا نام برده شده است و این نشان دهنده اهمیت دعاست. گفتم که دعا به ما بد معرفی شده است چون به همین صورت عدهای برداشت غلطی از دعا دارند و فکر میکنند دعا یعنی تقاضا کردن از دعا، یک چیزی میخواهید پیش خدا برو و از او تقاضا کن، دعا یعنی چیزی خواستن، در صورتی که در آیه ۸ میگوید خداوند قبل از اینکه شما چیزی از او بخواهید کاملا از نیاز شما آگاه است؛ پس دعا فقط تقاضا کردن نیست؛ ما هر وقت تقاضایی داریم به پیش خدا میرویم هر وقت مشکلی داریم به پیش خدا میرویم. در صورتی که این آیاتی که خواندم میگوید خدا کاملا از نیاز شما آگاه است.
اکثر دعاها در این زمینه است و افراد معمولا اینطور میگویند: حالا که میخوابم در خواب به من آرامش بده؛ خدایا دعا میکنم وضع مالی من بهتر بشود خدایا کامپیوتر من خراب شده و درست بشود خدایا همسر من ماشین را به دیوار نزند، کفش و لباس بچهها پاره نشود، هیچ کدام از ما مریض نشویم و غیره؛ ولی واقعا چقدر از این دعاها را ما میبینیم که دعای حقیقی است؛ فکر میکنید خدا در روز چند تا تقاضای دعا میگیرد اگر خدا ایمیل داشت فکر میکنید چند تا پیغام و درخواست دعا در روز میگرفت؛ از طرف شما چقدر از این نوع دعاها در طی روز میشود و فکر نکنید که هر کس دعا میکند ایماندار است در صورتیکه بیشتر آنها ایمان درست و حسابی ندارند و حتی بعضیها خدا را هم قبول ندارند اما در وقت نیاز به یک نوعی دعا میکنند.
شخصی میگفت از کنار اتاق دختر کوچکم رد میشدم دیدم زانو زده و دارد میگوید الف ب پ ت ث ج چ ح خ و داشت حروف الفبا را میگفت؛ پرسیدم دخترم چکار میکنی؟ آیا دعا میکنی یا حروف الفبا را میگویی؟ دختر میگوید دارم دعا میکنم و پدرش پرسید پس چرا حروف الفبا را میگویی! دخترش میگوید برای اینکه نمیدانم در مورد چی دعا کنم دارم حروف الفبا را میگویم تا خدا خودش هر چه خواست از این حروف درست کند و جمله بسازد.
عدهای هم واقعا نمیدانند که در چه موردی دعا میکنند و فقط حروف الفبا را میگویند؛ اکثر اوقات دعا از قلب نیست بلکه از دهان و الفاظ است. و کلام خدا میگوید وقتی که دعا میکنیم خدا به قلب ما نگاه میکند و نه به زبان ما؛ دعاهای دیگری نیز به این صورت است میگویند: خدایا کمکم کن چون بعضی وقتها که روز سختی دارم و بعضیها اعصاب منو خُرد میکنند و صورت من برای خنده به چهل و دو ماهیچه نیاز دارد اما برای اینکه یک مشت به دهان آنها بزنم فقط چهار تا ماهیچه لازم است پس کاری کن تا آنها به درک بروند؛ بعضیها هم اینطور دعا میکنند. دعای دختر خانمها: خدایا شوهری به من بده که خیلی خوش تیپ باشد خوش قیافه باشد ترجیحا پولدار باشد کار خوبی داشته باشد زود عصبانی نشود مخصوصا وقتی ولخرجی میکنم، شوهری باشد که هر چقدر حرف میزنم خسته نشود هیچ وقت از من خسته نشود خداوندا یادم رفت آشپزی هم خوب بلد باشد و در منزل هم هر کاری میتواند بکند؛ دعای آقایان: خدایا همسری برای من پیدا کن که پدرش کارخانه دار باشد دست پخت خوبی داشته باشد گوشهای تیز و قوی داشته باشد اگر نتواند زیاد حرف بزند مهم نیست فقط حرف گوش کن باشد.
شاید اینها زیاد نمونههای جالبی نباشند ولی اکثر دعاها به همین صورت است. راستی دعا چیست؟ دعا عبارت است از باز کردن قلب برای خدا؛ دعا یعنی به حضور خدا بیایید و قلب خود را برای او باز کنید، دعا باز کردن دهان نیست؛ دعا یعنی گفتگوی قلبی با خدا، با قلب خود با خدا حرف بزنید؛ دعا یعنی وارد کردن خدا به مرکز زندگی تو؛ دعا یعنی در اختیار گذاشتن خواست و اراده خودت به خدا؛ دعا یعنی صداقت داشتن با خدا؛ دعا یعنی تاجگذاری خدا به عنوان پادشاهی خدا در زندگی تو؛ دعا یعنی نه من خدایا بلکه تو؛ دعا یعنی احترام به خداوند، و شناخت او همانطوری که هست؛ این دعاست.
دعا فقط خواندن وِرد نیست؛ ما قرار نیست در دعا با کلمات بازی کنیم با زیاده گفتن و یا با طولانی کردن دعا و یا با گریه و زاری خدا را تحت تاثیر قرار بدهیم؛ گاهی وقتها یک جمله از صمیم قلب مهمتر از این است که یک ساعت یک نفر دعا کند. چون کلام خدا در اینجا میگوید که خدا همه احتیاجات ما را میداند ولی خدا به صداقت ما نگاه میکند. یک نمونه میآورم که خدا به قشنگ دعا کردن نگاه نمیکند منظور خوب دعا کردن نیست بعضیها اینرا بد برداشت میکنند و میگویند به ما گفتند که خوب دعا نکنید نه اینطور نیست منظور این است که خدا به قلب ما نگاه میکند اما چطور؟ بعضی وقتها دیدید تلفن شما زنگ میزند و بعد گوشی را که بر میدارید یک نفر با کمال احترام از کلمات بسیار زیبا استفاده میکند ولی میخواهد در و پنجره به شما بفروشد، دیدید از طرف جایی به شما تلفن میزنند و میخواهند تبلیغ چیزی را بکنند و یک کالایی را میخواهند به شما بفروشند و خیلی با تربیت و خیلی از کلمات قشنگ استفاده میکند تا شما را مجاب کند که آن جنس را بخرید! اما شما هیچ تمایلی به شنیدن صحبتهای فروشنده در و پنجره ندارید و فورا میگویید ببخشید وقت ندارم؛ اما گاهی وقتها یک دوستی به شما زنگ میزند خیلی هم قشنگ صحبت نمیکند ولی شما دوست دارید که با او ارتباط برقرار کنید؛ خداوند در دعا دنبال دوست میگردد. خدا به دنبال کسی میگردد که قلب خود را برای او باز کند، خدا به دنبال دوست و آشناست نه کسی که از کلمات قصار استفاده میکند اما در قلب او چیز دیگری است!
ما در دعا میخواهیم وضعیت را عوض کنیم اما خدا در دعا میخواهد ما را عوض کند؛ ما دعا میکنیم که خدایا وضعیت مرا عوض کن اما خدا در دعا میخواهد مرا عوض کند. اکثر دعاهای ما به این شکل است: خدایا من در یک وضع بد هستم من در یک وضع خطرناک هستم و این مشکل را بردار، اما خدا در آن مشکل میخواهد مرا قوی کند تا من از آن مشکل عبور کنم. ولی چشم ما به این است که مشکل و مسئله به کناری برود؛ در حالی که خدا میگوید من میدانم که مشکل هست اما میخواهم تو را قوی بسازم، میخواهم بر روی تو کار کنم.
به عنوان مثال در دوم تواریخ فصل ۷ آیه ۱۴ میگوید: "۱۴ اگر قوم من که به اسم من نامیده شدهاند متواضع شوند، و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و زمین ایشان را شفا خواهم داد." خدا به زیبایی در اینجا میگوید اگر قوم من که به اسم من نامیده شدهاند فروتن شده و دعا کنند؛ خدا شرط میگذارد و میگوید اگر؛ اول باید فروتن شویم، فروتنی یعنی اینکه بیشتر از آنچه که هستیم خود را به خدا نشان ندهیم چون مثل این است که شما یک نفر را کاملا میشناسید اما او بیایید و بگوید کس دیگری است!
در خدا باید با خدا صادق باشیم و در حضور او بیاییم و بگوییم خدایا تو مرا میشناسی؛ گاهی وقتها حتی دعا به این نیست که چیزی بگوییم دعا در حضور خدا بودن است چون قلب با قلب باید تماس بگیرد؛ خدا در این آیه نمیگوید که چه کاری باید انجام بدهند نمیگوید از اینجا تا آنجا باید پیاده بروند و یا این کار را انجام دهند یا نیکو کاری کنند و به چند نفر غذا بدهند اما اینها را نمیگوید بلکه میگوید فروتن شده و دعا کرده، طالب حضور من باشند، و از راههای بد خویش بازگشت نمایند، آنگاه من از آسمان اجابت خواهم فرمود، و گناهان ایشان را خواهم آمرزید و سلامتی را به سرزمین آنها باز میگردانم. خدا در این آیه نمیگوید چه کاری انجام دهند چند بار دعا بکنند بلکه میگوید چه چیزی باشند؛ میگوید در دعا چی باشید نه اینکه چه کاری بکنید. و خداوند در دعا به من و ما اهمیت میدهد تا اینکه چکار کردیم یا در موقع دعا چکار باید بکنیم.
آیه ۵ به بعد که برای شما خواندم باز عیسای مسیح میگوید چه باشید؛ او میگوید در دعا با خدا خلوت کن؛ خدا شما را در دعا تنها میخواهد حتی اگر در جلسه هستید باز خدا شما را تنها میخواهد تک به تک؛ او میگوید دعایی را که در پیش مردم و برای مردم میکنید برای من نیست؛ اگر فلانی برگشت و گفت عجب دعایی کردی میگوید پاداش خود را از او گرفتید چون برای او دعا میکنید که توجه او را جلب کنید؛ پس در دعا حالت قلبی ما مهم است تا وضع ظاهری ما؛ برای خدا مهم نیست که شما ایستادید یا نشستید سجده کردید یا راه میروید برای خدا مهم نیست که شما کجا هستید پیاده یا سواره هستید برای خدا مهم نیست که شما چه نوع لباسی پوشیدید، لباس زیبا یا زشت؛ برای خدا مهم نیست که حتی رو به کدام طرف هستید چون خدا همه جا هست.
برای خدا مهم این است که با او صادق باشید. منظور از صادق بودن در دعا این نیست که هر چی بدبختی و مشکلات دارید به او بگویید که وضعم خوب نیست مشکل کاری دارم بچه من حرف گوش کن نیست و و و؛ منظور این است که به خدا از خودت آن چیزی را نشان بدهی که هستی؛ خدایا من کم ایمان هستم خدایا در اطاعت تو نیستم خدایا گناهکارم خدایا حسادت میکنم خدایا من دیگران را که میبینم از پیشرفت آنها ناراحت میشوم خدایا من جلوی زبان خود را نمیتوانم بگیرم خدایا من این وضعیت را دارم؛ چون خدا تمام اینها را در مورد ما میداند یعنی اگر گناهانی در قلب خود پنهان کردید تا به او نگویی دعای شما شنیده نخواهد شد.
کلام خدا در مزمور ۲۴ آیه ۳ و ۴ میگوید: "۳ چه کسی میتواند به خانه مقدس خداوند که بر کوه واقع است راه یابد؟ ۴ کسی که پندار و کردارش پاک باشد و از ناراستی و دروغ بپرهیزد." اگر در واقع از کسی رنجشی دارید یا باعث رنجش کسی شدهاید باید او را ببخشید نه با کلام بلکه از صمیم فلب خود؛ باید خواست شما و هدف شما در دعا ایجاد ارتباط با خدا باشد چون خدا قدوس است پاک است و نمیتواند با شخص ناپاک ارتباط داشته باشد؛ بنابراین وقتی شما در حضور خدا دعا میکنید و طلب بخشش میکنید خدا شما را تقدیس و مقدس میسازد خدا شما را پاک میکند تا شما را بتواند بپذیرد؛ پس در دعا باید با او صادق باشید.
حالا یک مشکلی وجود دارد برای عدهای مهم نیست که ارتباط با خدا برقرار میشود یا نمیشود بلکه مهم این است که آنچه را که میخواهند بگیرند و بروند. شما وقتی به بانک میروید مهم نیست آن شخصی که آن طرف نشسته چند سال دارد کارش چیست مشکل دارد یا ندارد شما فقط به دست آن شخص نگاه میکنید که پول به شما بدهد شما پول را میگیرید و نگاه نمیکنید که او کیست یا چه مشکلی دارد. و خیلی از دعاها به همین شکل است؛ خدایا برای من مهم نیست خواست تو و اراده تو چیست من الان این مشکل را دارم و این مشکل را برای من حل کن! و خدا هم میگوید تو نمیدانی که چه چیزی میخواهی و تو نمیدانی چه چیزی را رد میکنی تو اگر مرا داشته باشی همه چیز داری، تو اگر مرا داشته باشی سعادت و آرامش و خوشبختی را داری.
برای بعضیها خدا مثل مسئول بانک میماند شما پیش او میروید و میگویید چه چیزی میخواهید با او دوست نیستید برای شما مهم نیست که بعد از کارش چکار میکند شما فقط میخواهید که کار شما را راه بیندازد. اما در دعا برای خدا مهم است که شما قبل از دعا چکار کردید و بعد از دعا چکار خواهید کرد برای خدا همه چیز مهم است و اگر ما به این واقف نباشیم دعای ما بی ثمر خواهد بود از طرفی برای خدا مهم است که ما در وقت دعا با شخصیت او آشنا باشیم و به او اهمیت بدهیم و او را در دعا بشناسیم. چون وقتی شما ارتباط برقرار میکنید خدا شخصیت خودش را بر شما آشکار و مکشوف میکند برای خدا خیلی مهم است.
خدا میخواهد بداند که ما برای او احترام قائل هستیم نه برای اینکه چیزی به ما میدهد بلکه برای هر آنچه که او هست شما وقتی با فرزند خود در ارتباط هستید نمیخواهید فرزند تو بگوید خیلی ممنون که این چیز و آن چیز را خریدی؛ بلکه میخواهید که فرزندت شما را بشناسد و بخاطر شناختی که از محبت تو دارد به تو احترام بگذارد و ارتباط برقرار کند.
ما وقتی دعا میکنیم یعنی اعلام میکنیم که او چه کسی هست، میگوییم خدایا تو هستی و به وجود او ایمان داریم و دوم اینکه ما ای خداوند به تو احتیاج داریم و سوم اینکه ایمان داریم که تو شنونده دعاهای ما هستی و چهارم اینکه خدا اجابت کننده دعاهای ماست و پنجم اینکه خدا مرا دوست دارد. قدیمها یک نفر دعا میکرد البته نه به سیستم مسیحی بلکه به سیستم مذهبی خودش و بعد فورا جا نماز خود را جمع میکرد و میرفت. من آن زمان کوچک بودم و گفتم چرا این کار را انجام میدهی و او میگفت میترسم این دعا برگردد و به سر من بخورد. ما باید دعایی کنیم که مطمئن باشیم خدا جواب میدهد، ما باید از روی ایمان دعا کنیم. دعا یک چیز دیگر را نیز ثابت میکند و آن این است که شخصی که دعا میکند خود را چقدر وابسته و محتاج به خداوند میداند.
ما گاهی وقتها فقط برای یک قسمت از زندگی خود دعا میکنیم به آن قسمتی که احتیاج داریم؛ و برعکس کسی که دعا نمیکند نشانگر این است که چقدر متکی به خودش است. منظور از دعا، دعای سر میز غذا نیست که خدایا این میز و این غذا را برکت بده بلکه دعای مصرانه است دعا انسان را عوض میکند؛ ممکن است بپرسید چطور عوض میکند وقتی یکی با خدای بزرگ ارتباط برقرار میکند چطور امکان دارد که عوض نشود.
یکبار من مثال زدم وقتی شما یک میخ را به پریز برق فرو کنید و دست شما بر روی میخ باشد چه اتفاقی میافتد؟ همه متوجه میشوند که شما تغییر کردید یک قدرتی به شما وصل شده است! بعد چطور میشود که یک نفر با خدای قادر مطلق در ارتباط باشد و شما این ارتباط را نبینید؛ این ارتباط را در گفتار او، در کردار او، و در آرزوهای او نبینید چون ارتباط برقرار میشود و این ارتباط بر روی ما تاثیر میگذارد. شما کسی را که ادکلن و عطر زده است اگر با او روبوسی کنید بر شما تاثیر دارد؛ پس چطور خدای قادر مطلق با من در ارتباط باشد و در من هیچ تغییر و تحولی رخ ندهد! دعا انسان را عوض میکند.
در دعا قدرت عظیمی نهفته است که متاسفانه اکثر ما از آن بی بهره هستیم؛ کتاب مقدس در افسسیان فصل ۳ آیه ۲۰ اینطور میگوید: "۲۰ حال، خدا را جلال باد که قادر است بوسیله آن قدرت عظیمی که در ما کار میکند، برای ما کارهایی بسیار فراتر از خواست و امید و فکر ما انجام دهد." دعا ما را از قدرت خدا بهرهمند میکند؛ سنگین پیش خدا میروید و او شما را سبک میکند خالی پیش خدا میروید و او شما را پُر میکند؛ بی حکمت پیش او میروید و او حکمت خود را بر شما میریزد، نا امید میروید شما را امیدوار میکند، در ضعف میروید و او قدرتش را فرو میریزد، این نتیجه دعاست. دعا فقط این نیست که خدایا من کارم گیر کرده است درستش کن؛ دعا این نیست که خدایا من الان در وضع بدی هستم و اینطور و آنطور؛ دعا خیلی بالاتر از این چیزهاست، دعا ما را از قدرت خدا بهرهمند میسازد.
در یک کلیسایی خواربار را در یک کمدی میگذاشتند و در آنرا با قفلهایی که رمز دارد میبستند. خانمی که مسئول کمد بود هر کاری کرد دید قفل باز نمیشود گویا رمز آنرا فراموش کرده بود؛ به نزد کشیش کلیسا رفت و گفت من رمز قفل را فراموش کردم ممکن است بیایید و ببینید شما میتوانید آنرا باز کنید کشیش گفت من هم رمز آنرا نمیدانم ولی میآیم و کمک میکنم تا قفل باز شود؛ کشیش قفل را در دست گرفت و قفل چهار رمزی بود. کشیش نگاهی به بالا انداخت و یکی از رمزها را زد و دوباره نگاه به بالا کرد و پس از یک مکثی رمز دوم را زد و همینطور تا چهار رمز را زد و قفل باز شد؛ خانم مسئول به کشیش گفت وه شما چه ارتباط عالی با خدا دارید و خدا را شکر که شما با چند دعا توانستید قفل را باز کنید! کشیش گفت نه اینطور نیست بلکه رمز قفل بر روی سقف نوشت شده است و با دست آنرا نشان داد و گفت چون چشم من نمیدید سعی به خواندن آن میکردم.
گاهی وقتها برای باز کردن بعضی از رمزها در زندگی خود، لازم است که سر خود را به بالا بیندازیم و به عوض اینکه چشم خود را به این طرف و آن طرف بدوزیم لازم است که به او نگاه کنیم با او ارتباط برقرار کنیم چون او رمز را میداند چون او میداند چطور کمک بکند تا قفل باز شود؛ خیلی از درهای بزرگی که در زندگی ما بسته شده است، شماره رمز آن بر روی سقف نوشته شده است و ما فقط دستهای خود را به بالا برده و به بالا نگاه کنیم و تا به بالا نگاه نکنیم نمیتوانیم آنرا باز کنیم؛ دعا کلید حل مشکلات است، دعا چاره کار من و شماست.
نمی دانید برای زندگی خود چه کاری باید بکنید دعا کنید گیج و سرگردان هستید به پیش خدا بروید و دعا کنید؛ کار بزرگی دارید و از عهده آن بر نمیآیید دعا کنید؛ مسئله غیر ممکنی در پیش روی شما قرار دارد دعا کنید؛ ایمان ضعیفی دارید و شک کردید دعا کنید؛ خوشحال نیستید دعا کنید و نتیجه آنرا خواهید دید. ممکن است بپرسید حالا چطور دعا کنم؛ اولا اینکه فقط هر وقت مشکل دارید دعا نکنید بلکه سعی کنید که دعا عادت زندگی شما باشد؛ لازم نیست چشمان خود را ببندید و دعا کنید بلکه باز کنید و برای هر چه که میبینید خدا را شکر کنید؛ برای بچههای خودت خدا را شکر کنید؛ برای زندگی خودت خدا را شکر کنید؛ برای اینکه میتوانید راه بروید خدا را شکر کنید. خیلی وقتها ما چیزهایی را که داریم فراموش میکنیم! و این باعث میشود تا برای چیزهایی که نداریم فکر کنیم و داشتهها را فراموش میکنیم.
دعای خود را با ستایش و با پرستش خدا شروع کنید فورا نگویید خدایا این مشکل را دارم سعی کنید با خدا دوست باشید این خدا را شکر کنید ستایش کنید پرستش کنید؛ برای رحمت او و برای مهربانی او و برای اقتدار و فیض او خدا را ستایش کنید. شکرگزاری کنید برای هر آنچه که در زندگی شما انجام داده است؛ بگویید خدایا ممنونم برای این و ممنونم برای این قسمت زندگی خودم؛ بگویید خدایا مرا ببخش که دائما غُر میزنم شکایت میکنم و فراموش کردم کارهایی را که تو برای من انجام دادهای و سپس ببینید چه وجد و چه شادی در شما فرو میریزد. بعد در حضور خدا به گناهان خود اعتراف کنید اگر دل کسی را شکستهاید اگر خطایی کردید و اگر گناهی در زندگی شما وجود دارد برای آن دعا کنید و اعتراف کنید و بگویید خدایا مرا ببخش؛ باز میگویم که تمامی اینها باید از صمیم قلب شما باشد؛ نه اینکه گناه را دوست داشته باشید آنوقت دعای شما همانا وِرد است، باید از آن گناه حالت انزجار داشته باشید و حتی اگر ضعیف هستید بگویید خدایا من در این قسمت ضعیف هستم کمکم کن تا در این قسمت غالب شوم و میبینید که خدا کمک میکند و بعد از همه اینها برای احتیاجات خود دعا کنید.
فراموش نکنید که دعای ما باید همراه با ایمان باشد یعنی بدون شک باشد یعنی هیچوقت تردید نکنید که خدا دعای شما را نشنیده است. چون آن دعایی را که شما بگویید مطمئن نیستم که خدا شنیده است امیدوارم که شنیده باشد عمل نخواهد کرد؛ اگر کسی بپرسد دعا کردید بگویید بله و اگر گفت خدا جواب داد بگویید بله آمین، جواب داد و اگر پرسید کی انجام میشود بگویید در دست خداوند است.
در کتاب مقدس بارها در مورد دعای ایمان صحبت شده است؛ خدا میخواهد که در دعا به او اطمینان داشته باشیم مثل چیزی است که در دست شماست و آنرا به خدا میسپارید و میگویید خدایا اینرا به تو میسپارم و بر نمیگردی و مدام نمیپرسی آیا هنوز دست شماست! وقتی چیزی را در دعا به خدا سپردید ایمان داشته باش که خدا امین است او امانت دار خوبی است، آمین؛ حاضرید به همین صورت با هم دعا کنیم، پس لطفا بایستید:
خداوندا ما در حضور الهی تو هستیم، خدای قادر مطلق، خدایی که زندگی ما برای تو شفاف است، تو همه چیز را میدانی حتی چیزهایی را که ما در مورد خودمان و زندگی خود فراموش کردیم و حتی نمیدانیم آنرا تو میدانی؛ پس خداوندا امروز نمیخواهیم وِرد بخوانیم بلکه میخواهیم با تو ارتباط برقرار کنیم؛ خداوند میخواهیم دعا کردن را در ارتباط با تو یاد بگیریم چون تو معلمی بسیار عالی هستی؛ خداوندا نمیخواهیم در دعا کلماتی را بگوییم که به آن ایمان نداریم اعتقاد نداریم و دعایی باشد که فقط از زبان و حلق ما بیرون بیاید بلکه دعایی باشد که از قلب ما بیرون میآید.
خداوندا تو را شکر میکنیم؛ خداوندا ضعیف هستیم، بیشتر از اینکه با تو ارتباط برقرار کنیم خداوندا اعتراف میکنیم که در پیش دیگران نیازهای خود را گفتیم با دیگران بیشتر ارتباط برقرار کردیم و حتی دیدیم که نتیجه بخش نبوده است اما باز به تو پشت کردهایم؛ خداوندا امروز در نام عیسای مسیح دعا میکنیم که ما را بپذیری؛ ایمان داریم که الان تو شنونده دعاهای ما هستی؛ ایمان دارم که امروز هر کسی صمیمانه و از صمیم قلب دعا میکند تو میشنوی؛ خداوندا تو را برای تمامی محبتهای تو شکر میکنیم؛ برای بزرگی تو و برای فیض تو، تو را شکر میکنیم؛ و الان دعا میکنیم که در این ارتباط، ما را عوض کنی و ما را تغییر بدهی تا بتوانیم تو را شفافتر ببینیم آنطور که هستی؛ بنام عیسای مسیح دعا میکنیم، آمین.



