موضوع صحبت من امروز راجب رشد روحانی است که یک مسیحی نقشش در ملکوت خدا چی
هست و این یک موضوع مهمی است. یکی از سوالاتی که مردم معمولا از هم
میپرسن در مورد سِن است در مورد بچهها وقتی بچهها رو میبینیم معمولا
میپرسیم که چند سالشه؟ نمیدونم چرا اما دونستن این موضوع که سن چقدر
هستش خیلی مهمه؛ شاید دونستن اون به این علته که ببینیم نسبت به سنش خوب
رشد کرده یا نه؛ در مورد بزرگترها فرق میکنه، باید بدونیم وقتی میپرسیم
نسبت به سنش خوب مونده یا نه! که گاهی وقتها میگیم چند سالته و بعد میگیم
خوب موندی و گاهی وقتها زیاد هم حرف دیگران رو باور نکنید.
اما در رشد روحانی این کاملا فرق داره، کاملا بر عکسه، شما انتظار دارید بر عکس اون چیزی که در مورد جسمانی هست که از افراد میپرسید سنشون رو و میگید خیلی جوان موندی خیلی جوان موندی؛ انتظار دارید وقتی یک نفر میگه چند ساله ایماندار هستم انتظار دارید خوب رشد کرده باشه به همون سنش به همون مدتش، انتضار دارید بر حسب سن روحانیش رشد کرده باشه و بالغ شده باشه، همونطور که عرض کردم رشد روحانی یکی از مهممترین موضوعات کتاب مقدسه و متاسفانه چون اکثرا در کلیساها به اون توجه نمیشه، مسیحیها درگیر مشکلات زیادی میشن در دوم پطرس باب ۳ آیه ۱۸ در مورد رشد روحانی اینطور میگه:
" ۱۸ در قدرت روحانی رشد کنید و در شناخت خداوند و نجات دهندهمان عیسی مسیح ترقی نمایید، که هر چه جلال و شکوه و عزت هست، تا ابد برازنده اوست. آمین."
این آیه به این معنیه که اول خدای خودت رو بشناس، خودت رو بشناس، و از مقام و قدرت خودت و محبت او مطلع شو و اونرو تجربه بکن؛ رشد روحانی به این خاطره که ما بدونیم کی هستیم چه خدایی رو میپرستیم و قدرتمون رو و ارثمون رو در زندگی تجربه بکنیم و بدونیم میراث ما چی هست؛ از اختیارات و قدرت در مسیح با خبر بشیم؛ از هدف و نقشه خدا برای زندگیمون با خبر بشیم و در اون مسیر حرکت بکنیم تا به مقصد برسیم؛ این معنی رشد روحانی است.
اصطلاحی که میگن حتما اینو شنیدید مهم نیست چقدر تحصیلات داری چقدر کتاب خوندی، مهم اینه که چقدر میدونی؛ مهم نیست که چقدر درآمد داری مهم اینه که الان چقدر داری، چقدر پس انداز کزدی؛ و همینطور میتونیم در امور روحانی بگیم مهم نیست چقدر ایمان داری مهم اینه که چقدر عوض شدی، چقدر تغییر پیدا کردی؛ مهم نیست چقدر ایمان داری مهم اینه که چقدر عوض شدی، چقدر تغییر پیدا کردی.
شاید سوال کنید عوض شدن یعنی چی، چه تغییراتی در زندگی من باید بوجود بیاد؛ اول اجازه بدید اینو بگم تغییر و رشد کردن چه چیزهایی نیست. اول باید بدونیم تبدیل و رشد ما هیچ ارتباطی به مقام ما در عیسای مسیح نداره، هر شخصی که به عیسای مسیح ایمان بیاره و او رو به عنوان خداوند و نجات دهنده خودش بشناسه و او رو بپذیره، نجات پیدا میکنه و این در یک آن انجام میشه، بستگی به سعی و کوشش شما ابدا نداره به هیچ عنوان بستگی به سعی و کوشش شما ابدا نداره و مدت زمان هم نمیخواد. به محض اینکه کسی قلبش رو باز کنه و واقعا با تمام قلبش ایمان بیاره و اونرو به زبان بگه نجات پیدا میکنه، این کار خداونده، بخاطر چی این کار خداونده که توسط کار مسیح بر روی صلیب برای ما مهیا شد؛ در لحظهای که شما ایمان میارید شما هدیه نجات رو دریافت میکنید بطور کامل؛ کولسیا باب ۱ آیه ۱۳ میگه:
" ۱۳ و ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت،"
آنی این کار انجام میشه؛ در دوم پطرس باب ۱ آیه ۳ میگه:
"به محض اینکه کسی ایمان میآورد از تمام مواهب الهی برخوردار میشود"
می گه " او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم میسازد"
پس رشد روحانی هیچ ربطی به مقام ما در مسیح نداره یعنی شما نجات رو پیدا میکنید؛ دوم اینکه رشد روحانی هیچ ربطی به محبت عیسای مسیح نداره به محبت خدا نسبت به ما نداره؛ معمولا دیدین پدر و مادرها به بچه هاشون میگن اگر بچه خوبی باشی دوست دارم و برات این کار رو انجام میدم، اگر بچه خوبی باشی این کار رو برات میکنم؛ این در مورد خدا صدق نمیکنه به هیچ وجه در مورد خدا صدق نمیکنه، چرا، چون کلام خدا در رومیان باب ۵ میگه:
" هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد "
یعنی زمانی که بد بودیم کفر گو بودیم او ما رو دوست داشت و ما رو محبت کرد زمانی که ذلیل و درمانده بودیم عیسای مسیح در راه گناهان ما مُرد. محبت خدا مرحله و مرتبه نداره که بگیم حالا اینقدر منو دوست داره و سال دیگه اونقدر منو دوست داره چون آدم بهتری شدم و رشد کردم اینقدر منو دوست داره، نه، خدا همیشه ما رو به یک اندازه دوست داره، نه کمتر میشه و نه بیشتر؛ چون او ما رو بی نهایت دوست داره، پس رشد ما هیچ ربطی به محبت خدا نداره؛ اما تفاوت الان با قبل از ایمان ما که او رو نمیشناختیم اینه که ما این محبت رو حالا درک میکنیم و اونو تجربه میکنیم، اون زمان تجربش نمیکردیم ولی حالا اینو درک میکنیم و میفهمیم.
پس رشد ربطی به مقام ما نداره؛ رشد ربطی به محبت خدا نداره و حالا رشد ربطی به زمان و مدت ایمان شما هم نداره. متاسفانه خیلی از افراد هستند که مدت طولانی هم ایمان دارند اما انگاری که در ایمان خودشون درجا میزنن؛ ما وقتی که مدرسه میرفتیم بعضیها رفوزه میشدند و دو ساله میشدند، بهشون میگفتن اگر امسال دیگه قبول نشی باید از این مدرسه بری و پرونده اونو میزدن زیر بغلش و میگفتن باید بری؛ ولی از طرفی یک عدهای هم هستند که در مدت کوتاهی رشد زیادی میکنند؛ برعکس یک عدهای در طول مدت زیادی رشدی ندارند و کلام خدا میگه چه بسا اولین آخرین و آخرین اولین شوند.
رشد روحانی رو در کل با تقویم نمیشه محاسبش کرد، چون من پنج ساله ایمان دارم چون دو ساله ایمان دارم از اونی که شش ماه اومده بیشتر درک میکنم؛ بستگی داره که شما چقدر در اختیار و در اراده خدا زندگی کردید به مدت زمان نیست.
رشد روحانی ربطی به معلومات و سواد هم نداره، همونطور که گفتم شخصی شاید اطلاعات خوبی و معلومات خوبی حتی از کتاب مقدس داشته باشه، اما مهم اینه با اونچه که میدونی و یاد گرفتی چیکار کردی، اونرو انجام دادی؛ در اول قرنتیان باب ۸ آیه ۱ میگه:
"اما آنچه که برای پیشرفت کلیسا واقعاً لازم میباشد، محبت است و نه دانایی ."
نه محبت انسانی بلکه محبت آگاپه؛ کسی که فکر میکنه همه چیز رو میدونه در واقع نادانی خودش رو نشون میده؛ در همین آیه میگه کسی که میگه همه چیز رو میدونم باعث میشه به انسان غرور دست بده اونوقت به همه میگه بیسواد؛ در حالیکه دونستن کمی معلومات به این معنی نیست که خودت رو دانشمند بدونی؛ بعضا افرادی هستند که هنوز در الفبای مسیحیت از نظر رشد موندند، اطلاعات خوبی داره راجب کتاب مقدس اما در الفبای مسیحیت مونده.
پس رشد نه ربطی به مقام داره نه ربطی به محبت داره محبت خدا که اگه بگیم من اگر رشد کردم یا رشد نکردم محبت خدا کم و زیاد میشه نه ربطی به زمان داره که مدت زمان که من پنج ساله ده ساله ایماندارم پس بابد بیشتر از همه رشد کرده باشم و نه ربطی به آگاهی و معلومات ما داره؛
رشد روحانی ربطی به فعالیت ما هم نداره که چقدر فعال هستیم؛ بعضیها فکر میکنن که اگه در کلیسا فعال باشن نشان دهنده رشد اونهاست؛ برای همین یک عدهای که خیلی مشغول خدمت باشند احساس میکنن روحانی هستند احساس میکنن به خدا نزدیکتر هستن و این اشتباهه؛ در کتاب مقدس میبینیم که رهبران مذهبی که مسیح بهشون میگه ریاکارها یعنی همون روحانیها همون فریسیها خیلی فعال بودند اما آیا روحانی بودند آیا رشد داشتند کلام خدا میگه خیر در متی آیه ۷ آیه ۲۲ انطور میگه از گروه و افرادی صحبت میکنه که میگه به مسیح میگن ما اینکار رو کردیم ما به نام تو معجزه کردیم ما به نام تو دیوها رو بیرون کردیم این همه کارهای خوب کردیم و میدونید مسیح در جواب چی میگه؟ میگه من اصلا شما را نمیشناسم حتی بهشون میگه دور شید از من ای بدکاران.
پس رشد به فعالیت ما در کلیسا هم ربطی نداره به کارهای خوب ما هم نیست؛ رشد روحانی ربطی به موقعیت و موفقیت منم در زندگیم نداره؛ بعضیها فکر میکنن چون کار پُر درآمدی دارن خدا برکتشون داده؛ چون خونه خوبی دارن پس خدا اینو بیشتر از دیگران دوست داره، چون ماشین خوبی داره چون یک پول هنگفتی دستش میرسه پس خدا لطف مخصوصی بهشون داره؛ اینطور نیست این اشتباهه، خدا ممکنه کسی رو برکت بده اما نه به این خاطر که او بالغه و در ایمانش رشد کرده، این بدین خاطر نیست خدا برکت میده افراد رو که اونها چیزی یاد بگیرند که رشد بکنند.
پس رشد روحانی هیچ ربطی به مقام ما در مسیح، به محبت خدا، به زمان، به معلومات، فعالیت و حتی موفقیت ما نداره؛ ما میبینیم عیسای مسیح پولی نداشت، حتی وقتی اومدن مالیات بگیرن پولی نداشت بده، اونکه اومد پیرویش کنه گفت من جای سر نهادن ندارم پس رشد روحانی نداشت، خدا اونو دوست نداشت! چرا دوست داشت او محبوب خدا بود؛ پس اگر کسی پول داره یا موفقیت در این دنیا داره یا پیدا میکنه، خیلی از آدمها در دنیا هستند که ایمان هم ندارند کفر گو هم هستند اما از نظر دارایی وضعشون خوبه، پس به این معنیه که اونها روحانی هستند و یا رشد دارند، خیر؛
رشد روحانی یک فرمول نیست یک راز نیست بطور ساده باید عرض کنم رشد روحانی عبارت است از مطابقت دادن و مطابق قرار دادن زندگی من، اعمال من، با مقامی که در عیسای مسیح دارم. خدا یک مقام عالی به من داده، من فرزند خدا هستم و خدا میخواد من رشد بکنم تا مثل این مقام و در شان این مقام رفتار بکنم، فکر بکنم و زندکی کنم.
رشد روحانی یعنی خدا مقامی عالی در عیسای مسیح به ما داده و ما نجات پیدا کردیم و حالا باید رشد کنیم تا به این مقام برسیم، یعنی به پُری قامت عیسای مسیح. این چیزیه که کتاب مقدس میگه؛ مقام من چیه در عیسای مسیح، در کولسیان باب ۲ آیه ۱۰ میگه:
"۱۰ و شما در وی تکمیل شدهاید که سر تمامی ریاست و قدرت است."
ما در او تکمیلیم شما میدونید امروز پذیرفته شدید در حضور خدا، هر بار که دعا میکنید خدا شما رو میپذیره، نه اینکه من و شما کاملیم برای اون مقامی که مسیح داری چون هر بار که شما در نام مسیح دعا میکنید شما در کاملیت مسیح قرار میگیرید و خدا کاملیت مسیح رو در شما میبینه و خدا میخواد ما کم کم به اون کاملیت برسیم و هر روز باید رشد بکنیم عیسای مسیح کار نجات رو با مرگ و قیام خودش تکمیل کرد خدا شخص گناهکار رو نمیپذیره و حالا زندگی من باید در مسیری باشه که این تکامل در من دیده بشه خدا شخص گناهکار رو نمیپذیره خدا شخص گناهکار رو در عیسای مسیح میپذیره و ما در کاملیت او قرار میگیریم و حالا خدا میخواد من به شایستگی مقام عالی که دارم رفتار بکنم مثل گدایی که حالا شاهزاده شده، از گوشه خیابون و در کنار خیابون و در کنار پیاده روها او رو پیدا کردند و حالا اونو آوردن توی قصر و در کنار پادشاه میشینه، حالا نمیتونه مثل گداها در قصر رفتار بکنه، نمیتونه برای غذا خوردنش التماس بکنه و همون لباسی رو بپوشه که قبلا میپوشیده، همونطوری حرف بزنه که قبلا میزده بلکه باید مثل یک شاهزاده عمل بکنه، پس خدا میخواد ما مثل یک شاهزاده عمل بکنیم چون او شاه شاهان است و ما فرزندان و فرزند خواندگی او رو داریم خداوند در کتاب مقدس فیلیپیان باب ۱ آیه ۲۷ میگه:
" ۲۷ باری بطور شایسته انجیل مسیح رفتار نمایید "
در کولسیان باب ۱ آیه ۱۰ میگه:
"۱۰ تا شما به طریق شایسته خداوند به کمال رضامندی رفتار نمایید و در هر عمل نیکو بار آورید و به معرفت کامل خدا نمو کنید،"
این چیزیست که خدا از ما انتظار داره؛ خدا من و شما رو که قبلا گناهکار بودیم نجات داد و از تاریکی در نور قرار داد و حالا مقام ما فرزند خواندگی اوست پس باید لباس قبلی رو بیرون بیاریم و لباس جدید رو بپوشیم؛ در افسسیان باب ۴ آیه ۲۲ درباره رد آوردن و پوشیدن لباس صحبت میکنه از زندگی قبلی و زندگی جدید صحبت میکنه در آیه ۲۱ میگه:
" ۲۱ اگر واقعا صدای او را شنیده اید و حقایقی را که در باره خود فرموده است ، درک کرده اید، ۲۲ پس اکنون باید طبیعت کهنه و گناه آلود خود را که بر اثر شهوات فریبنده فاسد و فاسدتر میشود، از خود بیرون نمایید، ۲۳ فکر و ذهن شما باید روزبروز تغییر کند و بسوی کمال پیش رود. ۲۴ بلی ، شما باید شخص جدید و متفاوتی شوید، شخصی مقدس و درستکار؛ و این طبیعت نو را که به صورت خداست ، بپوشید."
تغییر و تحول؛ یک شخصی بودم قبلا یک کارهایی میکردم حالا میگه باید عوض بشی و تغییر پیدا بکنی؛ بعضیها همه چیز رو گردن خدا میندازند میگن اگر خدا بخواد باید خودش این عادت بد رو از گردن من برداره، اگر خدا بخواد باید این کار رو بکنه، یا عادتهای بد در زندگیشون هست و میگن خدا باید برداره مثل غیبت، دروغ گفتن، حسادت ورزیدن و طمع و خیلی چیزهای دیگه، باید خدا از من برداره، این اشتباهه؛ در زندگی روحانی ما خیلی از مسئولیتها به عهده ما گذاشته شده؛
خداوند قوم اسرائیل را با معجزه از دست فرعون و مصریان نجات داد، این کار خدا بود؛ اما اونها باید حرکت میکردند؛ در بیابون خدا به اونها غذا داد این کار خدا بود اما در رابطه با جنگهایی که میکردند خدا میگفت وظیفه شماهاست که با اقوامی که دور و بر شما هستند و بی خدا هستند معاشرت نکنید؛ در جنگها میگفت تو باید بجنگی اما من در کنار تو خواهم بود؛ پس یک چیزهایی هست که وظیفه ماست و ما باید انجام بدیم و خدا از ما میخواد که اونها رو انجام بدیم مثل دروغ نگیم، پاک زندگی کنیم، غیبت نکنیم، طمع نداشته باشیم، خشم رو کنترل کنیم به مال دیگران چشم نداشته باشیم، این چیزهاییست که خدا از ما میخواد، مقدس باشیم.
اجازه بدین یک نکته مهم رو براتون بگم و اون اینه، میدونید که تمام خلقت که من و شما جزو اون هستیم برای چی آفریده شد، طبق کلام برای جلال نام خداوند، جلال نام خداوند که میشنوی در دعاها میشنوی در سرودها میشنوی یعنی به احترام خداوند، یعنی پرستش خداوند، شکوه و عظمت خداوند رو نمایان بسازه وقتی میگیم جلال خداوند؛ حالا بطور مثال دنیا رو در نظر بگیرید در مزمور باب ۱۹ آیه ۱ میگه:
" ۱ آسمانْ جلال خدا را بیان میكند و فلكْ از عمل دستهایش خبر میدهد."
وی گه آسمان جلال خدا رو نشون میده، این در مورد نیا و در مورد حیوانات، اشعیا باب ۴۳ آیه ۲۰ میگه:
"۲۰ حیوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجید خواهند نمود چونكه آب در بیابان و نهرها در صحرا بوجود میآورم تا قوم خود و برگزیدگان خویش را سیراب نمایم."
حتی میگه حیوانات جلال خدا رو نشون میدن؛ فرشته در لوقا باب ۲ آیه ۱۳ و ۱۴ میگه:
" ۱۳ در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا را تسبیح کنان میگفتند: ۱۴ “خدا را در اعلیعلیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد."
حتی فرشتهها و حالا خدا من و شما را آفرید حتی برای جلال نام خودش، خدا من و شما رو آفرید تا این کار را بکنیم، در دوم قرنتیان باب ۳ آیه ۱۸ اینو میگه:
"۱۸ اما ما مسیحیان نقابی بر صورت خود نداریم و همچون آینهای روشن و شفاف، جلال خداوند را منعکس میکنیم؛ و در اثر کاری که خداوند یعنی روحالقدس در وجودمان انجام میدهد، با جلالی روز افزون، بتدریج شبیه او میشویم ."
اینجا خوب گوش بدید "با جلالی روز افزون، بتدریج شبیه او میشویم"؛ روز افزون یعنی چی؟ یعنی امروز من با دیروز من فرق داره، فردای من با امروز من فرق داره، روز به روز، بتدریج و کم کم شبیه او میشم؛ به بعضیها میگی چند وقت هست که ایماندار هستی میگه من ده سال دوازده ساله که ایماندار هستم ولی وقتی باهاش صحبت میکنی میبینی که هیچ تغییری در زندگیش بوجود نیومده، بعضیها برای ضعفهاشون بهانه میارن و میگن هیچ کس کامل نیست؛ بله درست میگه هیچکس کامل نیست اما اینجا از رشد روز افزون صحبت میکنه اینجا از رشد صحبت میکنه و نه از کاملیت؛ دقت کنید وقتی شما کلاس سوم دبستان هستید دانشمند نیستی هنوز اما بیسواد هم نیستی؛ وقتی کلاس ششم دبستان هستی شاید هنوز ندونی اتم چی هست اما جدول ضرب رو بلدی؛ وقتی یکی در مسیح میاد ایمان میاره بعد از یک مدتی ثمره روح در زندگیش نمایان میشه، روخ خدا زنده است و باعث رشد میشه، باعث تغییر میشه باعث تحول میشه.
وقتی کسی ایمان میاره کامل نیست هنوز ممکنه مثل گداها در قصر رفتار بکنه اما یاد میگیره چطور تعظیم بکنه یاد میگیره چطور صحبت بکنه، یادش میدن چطوری راه بره چطوری دست بده؛ و روحالقدس کارش تعلیم ماست وقتی ما ایمان میاریم و وقتی خودمون رو در اختیار او قرار بدیم و عنان زندگیمون رو در دست او قرار بدیم به ما یاد میده چیکار بکنیم چطور راه بریم چطور صحبت کنیم و چطور صدای خدا رو بشنویم.
پس اولین خصوصیتی که در زندگی کسی که مسیح رو جلال میده ما وقتی جلال میدیم خدا رو نتیجش میدونید چی میشه؟ تغییر، رشد؛ کلام خدا میگه در مسیح خلقتی تازه است؛ باز باید اشاره کنم که من و شما یک وظیفه داریم، به عنوان مسیحی یک وظیفه داریم و اونهم اینه: جلال دادن نام خداوند در همه قسمتهای زندگیمون؛ و اگر هدفت در هر کاری این باشه که خدا رو جلال بدی حتی اگر کتاب مقدس رو خوب ندونی و اگه هدفت این باشه که خدا رو جلال بدی در مسیر درست قرار داری، چون به خودت اینو میگی چون از خودت اینو میپرسی آیا این کار من، این حرف من، این کاری که میخوام بکنم، این تصمیمی که میخوام بگیرم باعث جلال نام خداوند میشه، باعث خشنودی خداوند هست و بعد ما میبینیم که اگر باعث خشنودی خدا هست تو در مسیر درست هستی.
در واقع جلال دادن خداوند، قطب نمای شماست؛ بزارید یک چیزی رو بهتون بگم در مسیحیت اینه که لازم نیست ما حتما بریم به یک مرجعی مراجعه بکنیم بگیم آقا نظر شما در مورد این موضوع چی هست من چیکار باید انجام بدم؛ قطب نمای شما وقتی گیج شدید و یک جایی نمیدونید چیکار بکنید به وجدان و اون روحی که در تو هست مراجعه بکنی و بگی آیا کاری که میخوام انجام بدم برای جلال خداست و بعد اون تصمیم رو بگیری؛ این سوال رو بکن که آیا خدا در این تصمیم من در این حرف من در این حرکت من جلال پیدا میکنه اگر هدف تو جلال نام خداوند باشه روحالقدس به تو قدرت و انرژی میده و تو رو هدایتت میکنه وقتی به قطب نما نگاه کردی خدا باد و توفان رو میفرسته برای اون هدایت کشتی تو که به جهت درست و در مسیر درست بری.
حالا عدهای بیشتر برای تصمیماشون نفع خودشون رو طالب هستند؛ اگه من اینکار رو پیدا بکنم درآمدم بهتره، اگر من این ساعت رو برم درآمدم بهتره، اگر اون وضع رو انجام بدم اینطور میشه، اگر این کار رو بکنم، نفع خودم جلال خودم خدا نه، نفع من؛ اگر هدف تو جلال نام خداوند باشه روحالقدس به تو قدرت و انرژی میده.
گفتم عدهای برای تصمیمات خودشون نفع خودشون رو طالبند؛ من چقدر راختم، من چقدر در این مسدله میتونم منفعت داشته باشم تا اینکه خدا رو جلال بدیم و اینجا باید به شما بگم گاهی وقتها یا اکثر اوقات جلال دادن نام خداوند آسون نیست، گاهی وقتها باید بها بدیم بابتش؛ گاهی وقتها به نظر میاد باید ضرر کنیم بابتش؛ گاهی وقتها به نظر میاد باید گذشت کنیم، گاهی وقتها به نظر میاد باید از منافع خودمون بگذریم؛ جلا خداوند راحت نیست حتی سخت میشه، بعضی وقتها حتی با کمبود مواجه میشیم اما مطمئن باشید در نهایت به خیریت ما و سعادت ما و خوشبختی ما خواهد انجامید.
هدف خدا اینه که ما در ایمان و مقام خودمون رشد کنیم تا شاهد جلال و عظمت خدا باشیم؛ سوال شما ممکنه این باشه که من چیکار بکنم برای رشد، برای رشد روحانی باید چیکار بکنم؛ اول طبق کتاب مقدس باید بدونی ما هیچ بهانهای برای رشد نکردن نداریم، هیچ بهانهای نداریم؛ دوم پطرس باب ۱ آیه ۳ تا ۸ رو اجازه بدید من براتون بخونم:
"۳ او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم میسازد؛ اما برای این منظور، لازم است که او را بهتر و عمیقتر بشناسیم. ۴ با همین قدرت عظیم بود که تمام برکات غنی و عالی را که وعده داده بود، به ما بخشید. یکی از این وعدهها این بود که ما را از شهوت و فساد محیط اطرافمان رهایی دهد و از طبیعت و صفات الهی خود بهرهای به ما عطا فرماید. ۵ اما برای دسترسی به این برکات، علاوه بر ایمان، به خصلتهای دیگری نیز نیاز دارید؛ بلی، باید سخت بکوشید که نیک باشید، خدا را بهتر بشناسید و به اراده او پی ببرید. ۶ همچنین باید حاضر باشید تا خواستههای خود را کنار گذاشته، با صبر و دینداری خدا را با شادی خدمت نمایید. ۷ به این ترتیب، راه را برای قدم بعدی هموار میکنید، یعنی آماده میشوید تا انسانها را دوست بدارید. این محبت رشد کرده، تبدیـل به محبتی عمیق نسبت به انسانها خواهد گشت. ۸ اگر اجازه دهید این خصلتهای خوب در شما رشد کنند و فزونی یابند، از لحاظ روحانی نیرومند شده، برای خداوندمان عیسی مسیـح مفید و پرثـمر خواهید شـد."
این چیزیست که کلام خدا داره میگه؛ برای رشد روحانی میگه تمام چیزها " او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند"؛ پس یکی نمیتونه بگه من نمیتونم چون هر چیزی که برای یک زندگی خدا پسندانه لازمه، خداوند به ما عطا میکنه هر چی که بود؛ حالا چی به ما داده؟ کلام خدا رو داده، قدرت خدا رو داده، روحالقدس رو داده، تعلیم رو داده، هدایت رو داده، کلیسا رو داده، مشارکت زنده و مستقیم با خدا رو داده؛ پس همه ما از این مواهب الهی برخورداریم؛ اولین وسیله برای رشد روحانی ما کلام خداست که در دسترس ما هست؛ یعقوب باب ۱ آیه ۲۲ میگه:
" ۲۲ اما فراموش نکنید که این کلام را نه فقط باید شنید، بلکه باید به آن عمل کرد. پس خود را فریب ندهید"
خوندن و عمل کردن، خوندن و پیروی کردن، خوندن و انجام دادن؛ جایی که باید اعتراف کنی باید اعتراف کنی؛ جایی که باید ببخشی باید ببخشی باید طلب بخشش کنی، اطاعت کن؛ باید از یک چیزی دوری کنی دوری کن؛ باید چیزی رو قربانی کنی، قربانی کن؛ در هر حالی کلام میگه اطاعت کن.
بیایید رشد خودمون رو اندازه گیری کنیم؛ دو روش وجود داره که یکی از این روشها غلطه؛ روش اول روش درونی هست یعنی اینکه رشد خودمون رو بسنجیم که چند مرتبه در روز من کتاب مقدس میخونم، این روش یک روش درونی است که من نگاه بکنم و ببینم که من چند بار در روز دعا میکنم، چند بار کتاب مقدس میخونم، به چند نفر میرم بشارت میدم، چقدر کارهای خوب انجام میدم، این مقایسه برای رشد غلطه.
روش دوم که روش درست است اینه که روش بیرونی است؛ چقدر من صبورتر شدم، چقدر بهتر بر خشم خودم کنترل دارم؛ چقدر افرادی رو دوست دارم و محبت میکنم که دوست داشتنی نیستند و دوست داشتن اونها سخته؛ چقدر دهماهنگی با برادران و خواهران ایماندار خود هستم؛ چقدر از عادتهای بد گذشته من عوض شده و تغییر پیدا کرده یعنی دروغ، غیبت، ناسزا گویی؛ چقدر بر زبون خودم کنترل دارم، اینها همه چیزهای بیرونیست؛ چون یکی ممکنه که ساعتها هم وقت بزاره و بره کتاب مقدس رو بخونه و دعاش رو هم بکنه و چند مرتبه در روز هم بکنه اما نشانههای اون در زندگیش و در رابطه با دیگران دیده نشه؛ چقدر روی زبون خودم کنترل دارم؛ چقدر تشویق کننده و بنا کننده هستم؛ چقدر صلحجو هستم؛ چقدر روح بخشش و گذشت در من نمایان هست و بیشتر و بیشتر شده؛ چقدر از آرامش برخوردار هستم و آیا دیگران این آرامش رو در من میبینند؛ چقدر کارها و تصمیماتی که تو میگیری به نفع دیگران و برای جلال نام خداوند است؛ پس ببینید اینها همه یک چیزهای بیرونیست و باید اینرو دیگران در ما ببینند تا شاهد امینی برای عیسای مسیح باشیم افسسیان باب ۴ آیه ۱۳؛ در نهایت میخواهیم نتیجه گیری بکنیم چقدر، چطور در ایمان خودمون رشد بکنیم:
یک، هر روز در دعا به حضور خدا برو، دعا کن و قلب خودت رو باز کن پیش خدا، هر روز از ضعفهای خودت به خدا بگو و از خدا بخواه تا بهت قدرت بده؛ هر روز اراده خدا رو در کلامش جستجو کن؛ بگو خدایا امروز خواست تو برای زندگی من چی هست و هر چی خدا گفت در مرحله بعدی اطاعت کن، بدون چون و چرا اطاعت کن؛ اگر قراره ببخشش ببخش، اگر قراره کاری انجام بدی انجام بده؛ اگر خدا از تو خدمتی رو میخواد بی دریغ انجام بده.
مرحله بعدی اینکه شاهد امینی در زندگیت برای خداوند باش؛ هر روز در دعا به حضور خدا برو، یوحنا باب ۱۵ آیه ۷؛ هر روز اراده خدا رو در کلامش جستجو کن، کتاب اعمال ۱۷ آیه ۱۱؛ در هر لحظه خدا رو اطاعت کن، یوحنا باب ۱۴ آیه ۲۱؛ شاهد امینی در زندگیت برای خداوند باش متی باب ۴ آیه ۱۹ و یوحنا باب ۱۵ آیه ۸، شاهد امین باش یعنی چی؛ یعنی مسیح رو در زندگی تو ببینند، یعنی خدا جلال پیدا کنه توسط کارهای تو، توسط حرف زدن تو، توسط هر جا که میری؛ عطر مسیح از زندگی تو و رفتار تو بلند بشه؛ به خدا در تمام جزئیات زندگیت اعتماد کن، اول پطرس باب ۵ آیه ۷؛ در تمام قسمتهای زندگیت به خدا اعتماد کن و آخریش اجازه بده روحالقدس زندگی تو رو هدایت و کنترل کنه، غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ و ۱۷، و اعمال باب ۱ آیه ۸؛
اجازه بده قدرت خدا در زندگیت بیاد، اجازه بده او با تو حرف بزنه و تو رو هدایت کنه به خواست و اراده خودش؛ این روش رشد زندگی یک مسیحی هست؛ خدا من و تو رو خونده تا رشد بکنیم؛ بعضیها دلشون خوشه که مسیحی هستن، بعضیها فقط به روزهای یک شنبه قانع هستن که دو ساعت بیاد کلیسا و بره و بقیه روزها من هر کاری میکنم به خودم مربوطه، درآمد من و خرج کردنم به خودم مربوطه، زندگی خانوادگیم به خودم مربوطه، زندگی اجتماعیم به خودم مربئطه، این اشتباهه؛ خدا میخواد در مرکز زندگی ما باشه.
در بعضی از ادیان، شما وقتی که یک قسمتی رو به خدا میدید یعنی در اون قسمت و در اون ساعت، شما خیلی مومنید؛ اما در جای دیگه در کارت بی رحمی، حتی در معاملهای ممکنه دروغ هم بگی در رفتارت با دیگران ممکنه کلک هم بزنی؛ این چیزی نیست که خدا در مسیحیت از ما میخواد خدا میخواد مرکز زندگی ما باشه، مرکز کارمون، مرکز خانوادمون، مرکز رابطمون با دیگران، رفتار ما حتی با دولت و با سیستمی که در دنیا وجود داره؛ پس خدا رو باید در تمام زندگیمون وارد بکنیم.
مسیحیت به دو ساعت اومدن به کلیسا نیستیک بار اینجا صحبت کردیم، خدا از من و شما میخواد قهرمان بسازه؛ کدوم قهرمانی رو دیدید با یک ساعت یا دو ساعت تمرین در هفته قهرمان بشه؛ احتیاج به پشت کار داره، احتیاج به غذای خوب داره، احتیاج به تمرین مداوم داره و هر روز؛ و این چیزیست که خدا از ما در ایمان میخواد در مسیحیت میخواد خدا میخواد هر روز در ایمان رشد بکنیم تمرین بکنیم و ترقی بکنیم و تمرین آسون نیست تمرین درد داره؛ گاهی وقتها اونهایی که میخوان قهرمان بشن ماهیچه هاشون میگیره، گاهی وقتها آسیب میبینند اما چون هدف دارند به جلو میرن، چون هدف داره.
هدف شما چیه؟ هدف ما چیه؟ هدف کلیسای مسیح اینه، جلال نام مسیح در تمام قسمتهای زندگیمون؛ لطفا بایستیم و دعا کنیم:
خداوندا تو رو شکر میکنیم برای اینکه ما رو از تاریکی به نور دعوت کردی؛ ما رو که گمشده بودیم ما رو که زیر کفر و لعنت بودیم نجات دادی و ما رو فرزندان خودت ساختی؛ خداوندا دعا میکنیم که به ما کمک کنی تا زندگی ما به اون مقامی که در مسیح داریم برسه؛ خداوندا ما رو کمک کن به اون رشد برسیم رشد روز افزون که امروز ما با دیروز و فردای ما با امروز فرق داشته باشه؛ خداوندا علیرغم مشکلات و سختیها کمکمون کن تا مطیع کلامت باشیم، کمک کن تا از روح تو از هدایتهای تو، نسبت به اونها حساس باشیم؛ کمک کن به تو اعتماد کنیم حتی در تمام جزئیات زندگیمون؛ کمکمون کن هر کاری که میکنیم هر چه که میخوریم، آنچه که تفکر میکنیم، آنچه که تصمیم میگیریم برای جلال نام تو باشه؛ در نام عیسای مسیح دعا میکنیم، آمین.
اما در رشد روحانی این کاملا فرق داره، کاملا بر عکسه، شما انتظار دارید بر عکس اون چیزی که در مورد جسمانی هست که از افراد میپرسید سنشون رو و میگید خیلی جوان موندی خیلی جوان موندی؛ انتظار دارید وقتی یک نفر میگه چند ساله ایماندار هستم انتظار دارید خوب رشد کرده باشه به همون سنش به همون مدتش، انتضار دارید بر حسب سن روحانیش رشد کرده باشه و بالغ شده باشه، همونطور که عرض کردم رشد روحانی یکی از مهممترین موضوعات کتاب مقدسه و متاسفانه چون اکثرا در کلیساها به اون توجه نمیشه، مسیحیها درگیر مشکلات زیادی میشن در دوم پطرس باب ۳ آیه ۱۸ در مورد رشد روحانی اینطور میگه:
" ۱۸ در قدرت روحانی رشد کنید و در شناخت خداوند و نجات دهندهمان عیسی مسیح ترقی نمایید، که هر چه جلال و شکوه و عزت هست، تا ابد برازنده اوست. آمین."
این آیه به این معنیه که اول خدای خودت رو بشناس، خودت رو بشناس، و از مقام و قدرت خودت و محبت او مطلع شو و اونرو تجربه بکن؛ رشد روحانی به این خاطره که ما بدونیم کی هستیم چه خدایی رو میپرستیم و قدرتمون رو و ارثمون رو در زندگی تجربه بکنیم و بدونیم میراث ما چی هست؛ از اختیارات و قدرت در مسیح با خبر بشیم؛ از هدف و نقشه خدا برای زندگیمون با خبر بشیم و در اون مسیر حرکت بکنیم تا به مقصد برسیم؛ این معنی رشد روحانی است.
اصطلاحی که میگن حتما اینو شنیدید مهم نیست چقدر تحصیلات داری چقدر کتاب خوندی، مهم اینه که چقدر میدونی؛ مهم نیست که چقدر درآمد داری مهم اینه که الان چقدر داری، چقدر پس انداز کزدی؛ و همینطور میتونیم در امور روحانی بگیم مهم نیست چقدر ایمان داری مهم اینه که چقدر عوض شدی، چقدر تغییر پیدا کردی؛ مهم نیست چقدر ایمان داری مهم اینه که چقدر عوض شدی، چقدر تغییر پیدا کردی.
شاید سوال کنید عوض شدن یعنی چی، چه تغییراتی در زندگی من باید بوجود بیاد؛ اول اجازه بدید اینو بگم تغییر و رشد کردن چه چیزهایی نیست. اول باید بدونیم تبدیل و رشد ما هیچ ارتباطی به مقام ما در عیسای مسیح نداره، هر شخصی که به عیسای مسیح ایمان بیاره و او رو به عنوان خداوند و نجات دهنده خودش بشناسه و او رو بپذیره، نجات پیدا میکنه و این در یک آن انجام میشه، بستگی به سعی و کوشش شما ابدا نداره به هیچ عنوان بستگی به سعی و کوشش شما ابدا نداره و مدت زمان هم نمیخواد. به محض اینکه کسی قلبش رو باز کنه و واقعا با تمام قلبش ایمان بیاره و اونرو به زبان بگه نجات پیدا میکنه، این کار خداونده، بخاطر چی این کار خداونده که توسط کار مسیح بر روی صلیب برای ما مهیا شد؛ در لحظهای که شما ایمان میارید شما هدیه نجات رو دریافت میکنید بطور کامل؛ کولسیا باب ۱ آیه ۱۳ میگه:
" ۱۳ و ما را از قدرت ظلمت رهانیده، به ملکوت پسر محبت خود منتقل ساخت،"
آنی این کار انجام میشه؛ در دوم پطرس باب ۱ آیه ۳ میگه:
"به محض اینکه کسی ایمان میآورد از تمام مواهب الهی برخوردار میشود"
می گه " او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم میسازد"
پس رشد روحانی هیچ ربطی به مقام ما در مسیح نداره یعنی شما نجات رو پیدا میکنید؛ دوم اینکه رشد روحانی هیچ ربطی به محبت عیسای مسیح نداره به محبت خدا نسبت به ما نداره؛ معمولا دیدین پدر و مادرها به بچه هاشون میگن اگر بچه خوبی باشی دوست دارم و برات این کار رو انجام میدم، اگر بچه خوبی باشی این کار رو برات میکنم؛ این در مورد خدا صدق نمیکنه به هیچ وجه در مورد خدا صدق نمیکنه، چرا، چون کلام خدا در رومیان باب ۵ میگه:
" هنگامی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد "
یعنی زمانی که بد بودیم کفر گو بودیم او ما رو دوست داشت و ما رو محبت کرد زمانی که ذلیل و درمانده بودیم عیسای مسیح در راه گناهان ما مُرد. محبت خدا مرحله و مرتبه نداره که بگیم حالا اینقدر منو دوست داره و سال دیگه اونقدر منو دوست داره چون آدم بهتری شدم و رشد کردم اینقدر منو دوست داره، نه، خدا همیشه ما رو به یک اندازه دوست داره، نه کمتر میشه و نه بیشتر؛ چون او ما رو بی نهایت دوست داره، پس رشد ما هیچ ربطی به محبت خدا نداره؛ اما تفاوت الان با قبل از ایمان ما که او رو نمیشناختیم اینه که ما این محبت رو حالا درک میکنیم و اونو تجربه میکنیم، اون زمان تجربش نمیکردیم ولی حالا اینو درک میکنیم و میفهمیم.
پس رشد ربطی به مقام ما نداره؛ رشد ربطی به محبت خدا نداره و حالا رشد ربطی به زمان و مدت ایمان شما هم نداره. متاسفانه خیلی از افراد هستند که مدت طولانی هم ایمان دارند اما انگاری که در ایمان خودشون درجا میزنن؛ ما وقتی که مدرسه میرفتیم بعضیها رفوزه میشدند و دو ساله میشدند، بهشون میگفتن اگر امسال دیگه قبول نشی باید از این مدرسه بری و پرونده اونو میزدن زیر بغلش و میگفتن باید بری؛ ولی از طرفی یک عدهای هم هستند که در مدت کوتاهی رشد زیادی میکنند؛ برعکس یک عدهای در طول مدت زیادی رشدی ندارند و کلام خدا میگه چه بسا اولین آخرین و آخرین اولین شوند.
رشد روحانی رو در کل با تقویم نمیشه محاسبش کرد، چون من پنج ساله ایمان دارم چون دو ساله ایمان دارم از اونی که شش ماه اومده بیشتر درک میکنم؛ بستگی داره که شما چقدر در اختیار و در اراده خدا زندگی کردید به مدت زمان نیست.
رشد روحانی ربطی به معلومات و سواد هم نداره، همونطور که گفتم شخصی شاید اطلاعات خوبی و معلومات خوبی حتی از کتاب مقدس داشته باشه، اما مهم اینه با اونچه که میدونی و یاد گرفتی چیکار کردی، اونرو انجام دادی؛ در اول قرنتیان باب ۸ آیه ۱ میگه:
"اما آنچه که برای پیشرفت کلیسا واقعاً لازم میباشد، محبت است و نه دانایی ."
نه محبت انسانی بلکه محبت آگاپه؛ کسی که فکر میکنه همه چیز رو میدونه در واقع نادانی خودش رو نشون میده؛ در همین آیه میگه کسی که میگه همه چیز رو میدونم باعث میشه به انسان غرور دست بده اونوقت به همه میگه بیسواد؛ در حالیکه دونستن کمی معلومات به این معنی نیست که خودت رو دانشمند بدونی؛ بعضا افرادی هستند که هنوز در الفبای مسیحیت از نظر رشد موندند، اطلاعات خوبی داره راجب کتاب مقدس اما در الفبای مسیحیت مونده.
پس رشد نه ربطی به مقام داره نه ربطی به محبت داره محبت خدا که اگه بگیم من اگر رشد کردم یا رشد نکردم محبت خدا کم و زیاد میشه نه ربطی به زمان داره که مدت زمان که من پنج ساله ده ساله ایماندارم پس بابد بیشتر از همه رشد کرده باشم و نه ربطی به آگاهی و معلومات ما داره؛
رشد روحانی ربطی به فعالیت ما هم نداره که چقدر فعال هستیم؛ بعضیها فکر میکنن که اگه در کلیسا فعال باشن نشان دهنده رشد اونهاست؛ برای همین یک عدهای که خیلی مشغول خدمت باشند احساس میکنن روحانی هستند احساس میکنن به خدا نزدیکتر هستن و این اشتباهه؛ در کتاب مقدس میبینیم که رهبران مذهبی که مسیح بهشون میگه ریاکارها یعنی همون روحانیها همون فریسیها خیلی فعال بودند اما آیا روحانی بودند آیا رشد داشتند کلام خدا میگه خیر در متی آیه ۷ آیه ۲۲ انطور میگه از گروه و افرادی صحبت میکنه که میگه به مسیح میگن ما اینکار رو کردیم ما به نام تو معجزه کردیم ما به نام تو دیوها رو بیرون کردیم این همه کارهای خوب کردیم و میدونید مسیح در جواب چی میگه؟ میگه من اصلا شما را نمیشناسم حتی بهشون میگه دور شید از من ای بدکاران.
پس رشد به فعالیت ما در کلیسا هم ربطی نداره به کارهای خوب ما هم نیست؛ رشد روحانی ربطی به موقعیت و موفقیت منم در زندگیم نداره؛ بعضیها فکر میکنن چون کار پُر درآمدی دارن خدا برکتشون داده؛ چون خونه خوبی دارن پس خدا اینو بیشتر از دیگران دوست داره، چون ماشین خوبی داره چون یک پول هنگفتی دستش میرسه پس خدا لطف مخصوصی بهشون داره؛ اینطور نیست این اشتباهه، خدا ممکنه کسی رو برکت بده اما نه به این خاطر که او بالغه و در ایمانش رشد کرده، این بدین خاطر نیست خدا برکت میده افراد رو که اونها چیزی یاد بگیرند که رشد بکنند.
پس رشد روحانی هیچ ربطی به مقام ما در مسیح، به محبت خدا، به زمان، به معلومات، فعالیت و حتی موفقیت ما نداره؛ ما میبینیم عیسای مسیح پولی نداشت، حتی وقتی اومدن مالیات بگیرن پولی نداشت بده، اونکه اومد پیرویش کنه گفت من جای سر نهادن ندارم پس رشد روحانی نداشت، خدا اونو دوست نداشت! چرا دوست داشت او محبوب خدا بود؛ پس اگر کسی پول داره یا موفقیت در این دنیا داره یا پیدا میکنه، خیلی از آدمها در دنیا هستند که ایمان هم ندارند کفر گو هم هستند اما از نظر دارایی وضعشون خوبه، پس به این معنیه که اونها روحانی هستند و یا رشد دارند، خیر؛
رشد روحانی یک فرمول نیست یک راز نیست بطور ساده باید عرض کنم رشد روحانی عبارت است از مطابقت دادن و مطابق قرار دادن زندگی من، اعمال من، با مقامی که در عیسای مسیح دارم. خدا یک مقام عالی به من داده، من فرزند خدا هستم و خدا میخواد من رشد بکنم تا مثل این مقام و در شان این مقام رفتار بکنم، فکر بکنم و زندکی کنم.
رشد روحانی یعنی خدا مقامی عالی در عیسای مسیح به ما داده و ما نجات پیدا کردیم و حالا باید رشد کنیم تا به این مقام برسیم، یعنی به پُری قامت عیسای مسیح. این چیزیه که کتاب مقدس میگه؛ مقام من چیه در عیسای مسیح، در کولسیان باب ۲ آیه ۱۰ میگه:
"۱۰ و شما در وی تکمیل شدهاید که سر تمامی ریاست و قدرت است."
ما در او تکمیلیم شما میدونید امروز پذیرفته شدید در حضور خدا، هر بار که دعا میکنید خدا شما رو میپذیره، نه اینکه من و شما کاملیم برای اون مقامی که مسیح داری چون هر بار که شما در نام مسیح دعا میکنید شما در کاملیت مسیح قرار میگیرید و خدا کاملیت مسیح رو در شما میبینه و خدا میخواد ما کم کم به اون کاملیت برسیم و هر روز باید رشد بکنیم عیسای مسیح کار نجات رو با مرگ و قیام خودش تکمیل کرد خدا شخص گناهکار رو نمیپذیره و حالا زندگی من باید در مسیری باشه که این تکامل در من دیده بشه خدا شخص گناهکار رو نمیپذیره خدا شخص گناهکار رو در عیسای مسیح میپذیره و ما در کاملیت او قرار میگیریم و حالا خدا میخواد من به شایستگی مقام عالی که دارم رفتار بکنم مثل گدایی که حالا شاهزاده شده، از گوشه خیابون و در کنار خیابون و در کنار پیاده روها او رو پیدا کردند و حالا اونو آوردن توی قصر و در کنار پادشاه میشینه، حالا نمیتونه مثل گداها در قصر رفتار بکنه، نمیتونه برای غذا خوردنش التماس بکنه و همون لباسی رو بپوشه که قبلا میپوشیده، همونطوری حرف بزنه که قبلا میزده بلکه باید مثل یک شاهزاده عمل بکنه، پس خدا میخواد ما مثل یک شاهزاده عمل بکنیم چون او شاه شاهان است و ما فرزندان و فرزند خواندگی او رو داریم خداوند در کتاب مقدس فیلیپیان باب ۱ آیه ۲۷ میگه:
" ۲۷ باری بطور شایسته انجیل مسیح رفتار نمایید "
در کولسیان باب ۱ آیه ۱۰ میگه:
"۱۰ تا شما به طریق شایسته خداوند به کمال رضامندی رفتار نمایید و در هر عمل نیکو بار آورید و به معرفت کامل خدا نمو کنید،"
این چیزیست که خدا از ما انتظار داره؛ خدا من و شما رو که قبلا گناهکار بودیم نجات داد و از تاریکی در نور قرار داد و حالا مقام ما فرزند خواندگی اوست پس باید لباس قبلی رو بیرون بیاریم و لباس جدید رو بپوشیم؛ در افسسیان باب ۴ آیه ۲۲ درباره رد آوردن و پوشیدن لباس صحبت میکنه از زندگی قبلی و زندگی جدید صحبت میکنه در آیه ۲۱ میگه:
" ۲۱ اگر واقعا صدای او را شنیده اید و حقایقی را که در باره خود فرموده است ، درک کرده اید، ۲۲ پس اکنون باید طبیعت کهنه و گناه آلود خود را که بر اثر شهوات فریبنده فاسد و فاسدتر میشود، از خود بیرون نمایید، ۲۳ فکر و ذهن شما باید روزبروز تغییر کند و بسوی کمال پیش رود. ۲۴ بلی ، شما باید شخص جدید و متفاوتی شوید، شخصی مقدس و درستکار؛ و این طبیعت نو را که به صورت خداست ، بپوشید."
تغییر و تحول؛ یک شخصی بودم قبلا یک کارهایی میکردم حالا میگه باید عوض بشی و تغییر پیدا بکنی؛ بعضیها همه چیز رو گردن خدا میندازند میگن اگر خدا بخواد باید خودش این عادت بد رو از گردن من برداره، اگر خدا بخواد باید این کار رو بکنه، یا عادتهای بد در زندگیشون هست و میگن خدا باید برداره مثل غیبت، دروغ گفتن، حسادت ورزیدن و طمع و خیلی چیزهای دیگه، باید خدا از من برداره، این اشتباهه؛ در زندگی روحانی ما خیلی از مسئولیتها به عهده ما گذاشته شده؛
خداوند قوم اسرائیل را با معجزه از دست فرعون و مصریان نجات داد، این کار خدا بود؛ اما اونها باید حرکت میکردند؛ در بیابون خدا به اونها غذا داد این کار خدا بود اما در رابطه با جنگهایی که میکردند خدا میگفت وظیفه شماهاست که با اقوامی که دور و بر شما هستند و بی خدا هستند معاشرت نکنید؛ در جنگها میگفت تو باید بجنگی اما من در کنار تو خواهم بود؛ پس یک چیزهایی هست که وظیفه ماست و ما باید انجام بدیم و خدا از ما میخواد که اونها رو انجام بدیم مثل دروغ نگیم، پاک زندگی کنیم، غیبت نکنیم، طمع نداشته باشیم، خشم رو کنترل کنیم به مال دیگران چشم نداشته باشیم، این چیزهاییست که خدا از ما میخواد، مقدس باشیم.
اجازه بدین یک نکته مهم رو براتون بگم و اون اینه، میدونید که تمام خلقت که من و شما جزو اون هستیم برای چی آفریده شد، طبق کلام برای جلال نام خداوند، جلال نام خداوند که میشنوی در دعاها میشنوی در سرودها میشنوی یعنی به احترام خداوند، یعنی پرستش خداوند، شکوه و عظمت خداوند رو نمایان بسازه وقتی میگیم جلال خداوند؛ حالا بطور مثال دنیا رو در نظر بگیرید در مزمور باب ۱۹ آیه ۱ میگه:
" ۱ آسمانْ جلال خدا را بیان میكند و فلكْ از عمل دستهایش خبر میدهد."
وی گه آسمان جلال خدا رو نشون میده، این در مورد نیا و در مورد حیوانات، اشعیا باب ۴۳ آیه ۲۰ میگه:
"۲۰ حیوانات صحرا گرگان و شترمرغها مرا تمجید خواهند نمود چونكه آب در بیابان و نهرها در صحرا بوجود میآورم تا قوم خود و برگزیدگان خویش را سیراب نمایم."
حتی میگه حیوانات جلال خدا رو نشون میدن؛ فرشته در لوقا باب ۲ آیه ۱۳ و ۱۴ میگه:
" ۱۳ در همان حال فوجی از لشکر آسمانی با فرشته حاضر شده، خدا را تسبیح کنان میگفتند: ۱۴ “خدا را در اعلیعلیین جلال و بر زمین سلامتی و در میان مردم رضامندی باد."
حتی فرشتهها و حالا خدا من و شما را آفرید حتی برای جلال نام خودش، خدا من و شما رو آفرید تا این کار را بکنیم، در دوم قرنتیان باب ۳ آیه ۱۸ اینو میگه:
"۱۸ اما ما مسیحیان نقابی بر صورت خود نداریم و همچون آینهای روشن و شفاف، جلال خداوند را منعکس میکنیم؛ و در اثر کاری که خداوند یعنی روحالقدس در وجودمان انجام میدهد، با جلالی روز افزون، بتدریج شبیه او میشویم ."
اینجا خوب گوش بدید "با جلالی روز افزون، بتدریج شبیه او میشویم"؛ روز افزون یعنی چی؟ یعنی امروز من با دیروز من فرق داره، فردای من با امروز من فرق داره، روز به روز، بتدریج و کم کم شبیه او میشم؛ به بعضیها میگی چند وقت هست که ایماندار هستی میگه من ده سال دوازده ساله که ایماندار هستم ولی وقتی باهاش صحبت میکنی میبینی که هیچ تغییری در زندگیش بوجود نیومده، بعضیها برای ضعفهاشون بهانه میارن و میگن هیچ کس کامل نیست؛ بله درست میگه هیچکس کامل نیست اما اینجا از رشد روز افزون صحبت میکنه اینجا از رشد صحبت میکنه و نه از کاملیت؛ دقت کنید وقتی شما کلاس سوم دبستان هستید دانشمند نیستی هنوز اما بیسواد هم نیستی؛ وقتی کلاس ششم دبستان هستی شاید هنوز ندونی اتم چی هست اما جدول ضرب رو بلدی؛ وقتی یکی در مسیح میاد ایمان میاره بعد از یک مدتی ثمره روح در زندگیش نمایان میشه، روخ خدا زنده است و باعث رشد میشه، باعث تغییر میشه باعث تحول میشه.
وقتی کسی ایمان میاره کامل نیست هنوز ممکنه مثل گداها در قصر رفتار بکنه اما یاد میگیره چطور تعظیم بکنه یاد میگیره چطور صحبت بکنه، یادش میدن چطوری راه بره چطوری دست بده؛ و روحالقدس کارش تعلیم ماست وقتی ما ایمان میاریم و وقتی خودمون رو در اختیار او قرار بدیم و عنان زندگیمون رو در دست او قرار بدیم به ما یاد میده چیکار بکنیم چطور راه بریم چطور صحبت کنیم و چطور صدای خدا رو بشنویم.
پس اولین خصوصیتی که در زندگی کسی که مسیح رو جلال میده ما وقتی جلال میدیم خدا رو نتیجش میدونید چی میشه؟ تغییر، رشد؛ کلام خدا میگه در مسیح خلقتی تازه است؛ باز باید اشاره کنم که من و شما یک وظیفه داریم، به عنوان مسیحی یک وظیفه داریم و اونهم اینه: جلال دادن نام خداوند در همه قسمتهای زندگیمون؛ و اگر هدفت در هر کاری این باشه که خدا رو جلال بدی حتی اگر کتاب مقدس رو خوب ندونی و اگه هدفت این باشه که خدا رو جلال بدی در مسیر درست قرار داری، چون به خودت اینو میگی چون از خودت اینو میپرسی آیا این کار من، این حرف من، این کاری که میخوام بکنم، این تصمیمی که میخوام بگیرم باعث جلال نام خداوند میشه، باعث خشنودی خداوند هست و بعد ما میبینیم که اگر باعث خشنودی خدا هست تو در مسیر درست هستی.
در واقع جلال دادن خداوند، قطب نمای شماست؛ بزارید یک چیزی رو بهتون بگم در مسیحیت اینه که لازم نیست ما حتما بریم به یک مرجعی مراجعه بکنیم بگیم آقا نظر شما در مورد این موضوع چی هست من چیکار باید انجام بدم؛ قطب نمای شما وقتی گیج شدید و یک جایی نمیدونید چیکار بکنید به وجدان و اون روحی که در تو هست مراجعه بکنی و بگی آیا کاری که میخوام انجام بدم برای جلال خداست و بعد اون تصمیم رو بگیری؛ این سوال رو بکن که آیا خدا در این تصمیم من در این حرف من در این حرکت من جلال پیدا میکنه اگر هدف تو جلال نام خداوند باشه روحالقدس به تو قدرت و انرژی میده و تو رو هدایتت میکنه وقتی به قطب نما نگاه کردی خدا باد و توفان رو میفرسته برای اون هدایت کشتی تو که به جهت درست و در مسیر درست بری.
حالا عدهای بیشتر برای تصمیماشون نفع خودشون رو طالب هستند؛ اگه من اینکار رو پیدا بکنم درآمدم بهتره، اگر من این ساعت رو برم درآمدم بهتره، اگر اون وضع رو انجام بدم اینطور میشه، اگر این کار رو بکنم، نفع خودم جلال خودم خدا نه، نفع من؛ اگر هدف تو جلال نام خداوند باشه روحالقدس به تو قدرت و انرژی میده.
گفتم عدهای برای تصمیمات خودشون نفع خودشون رو طالبند؛ من چقدر راختم، من چقدر در این مسدله میتونم منفعت داشته باشم تا اینکه خدا رو جلال بدیم و اینجا باید به شما بگم گاهی وقتها یا اکثر اوقات جلال دادن نام خداوند آسون نیست، گاهی وقتها باید بها بدیم بابتش؛ گاهی وقتها به نظر میاد باید ضرر کنیم بابتش؛ گاهی وقتها به نظر میاد باید گذشت کنیم، گاهی وقتها به نظر میاد باید از منافع خودمون بگذریم؛ جلا خداوند راحت نیست حتی سخت میشه، بعضی وقتها حتی با کمبود مواجه میشیم اما مطمئن باشید در نهایت به خیریت ما و سعادت ما و خوشبختی ما خواهد انجامید.
هدف خدا اینه که ما در ایمان و مقام خودمون رشد کنیم تا شاهد جلال و عظمت خدا باشیم؛ سوال شما ممکنه این باشه که من چیکار بکنم برای رشد، برای رشد روحانی باید چیکار بکنم؛ اول طبق کتاب مقدس باید بدونی ما هیچ بهانهای برای رشد نکردن نداریم، هیچ بهانهای نداریم؛ دوم پطرس باب ۱ آیه ۳ تا ۸ رو اجازه بدید من براتون بخونم:
"۳ او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند و حتی ما را در جلال و نیکویی خود سهیم میسازد؛ اما برای این منظور، لازم است که او را بهتر و عمیقتر بشناسیم. ۴ با همین قدرت عظیم بود که تمام برکات غنی و عالی را که وعده داده بود، به ما بخشید. یکی از این وعدهها این بود که ما را از شهوت و فساد محیط اطرافمان رهایی دهد و از طبیعت و صفات الهی خود بهرهای به ما عطا فرماید. ۵ اما برای دسترسی به این برکات، علاوه بر ایمان، به خصلتهای دیگری نیز نیاز دارید؛ بلی، باید سخت بکوشید که نیک باشید، خدا را بهتر بشناسید و به اراده او پی ببرید. ۶ همچنین باید حاضر باشید تا خواستههای خود را کنار گذاشته، با صبر و دینداری خدا را با شادی خدمت نمایید. ۷ به این ترتیب، راه را برای قدم بعدی هموار میکنید، یعنی آماده میشوید تا انسانها را دوست بدارید. این محبت رشد کرده، تبدیـل به محبتی عمیق نسبت به انسانها خواهد گشت. ۸ اگر اجازه دهید این خصلتهای خوب در شما رشد کنند و فزونی یابند، از لحاظ روحانی نیرومند شده، برای خداوندمان عیسی مسیـح مفید و پرثـمر خواهید شـد."
این چیزیست که کلام خدا داره میگه؛ برای رشد روحانی میگه تمام چیزها " او همچنین با قدرت عظیمش، هر چه که برای یک زندگی خداپسندانه نیاز داریم، عطا میکند"؛ پس یکی نمیتونه بگه من نمیتونم چون هر چیزی که برای یک زندگی خدا پسندانه لازمه، خداوند به ما عطا میکنه هر چی که بود؛ حالا چی به ما داده؟ کلام خدا رو داده، قدرت خدا رو داده، روحالقدس رو داده، تعلیم رو داده، هدایت رو داده، کلیسا رو داده، مشارکت زنده و مستقیم با خدا رو داده؛ پس همه ما از این مواهب الهی برخورداریم؛ اولین وسیله برای رشد روحانی ما کلام خداست که در دسترس ما هست؛ یعقوب باب ۱ آیه ۲۲ میگه:
" ۲۲ اما فراموش نکنید که این کلام را نه فقط باید شنید، بلکه باید به آن عمل کرد. پس خود را فریب ندهید"
خوندن و عمل کردن، خوندن و پیروی کردن، خوندن و انجام دادن؛ جایی که باید اعتراف کنی باید اعتراف کنی؛ جایی که باید ببخشی باید ببخشی باید طلب بخشش کنی، اطاعت کن؛ باید از یک چیزی دوری کنی دوری کن؛ باید چیزی رو قربانی کنی، قربانی کن؛ در هر حالی کلام میگه اطاعت کن.
بیایید رشد خودمون رو اندازه گیری کنیم؛ دو روش وجود داره که یکی از این روشها غلطه؛ روش اول روش درونی هست یعنی اینکه رشد خودمون رو بسنجیم که چند مرتبه در روز من کتاب مقدس میخونم، این روش یک روش درونی است که من نگاه بکنم و ببینم که من چند بار در روز دعا میکنم، چند بار کتاب مقدس میخونم، به چند نفر میرم بشارت میدم، چقدر کارهای خوب انجام میدم، این مقایسه برای رشد غلطه.
روش دوم که روش درست است اینه که روش بیرونی است؛ چقدر من صبورتر شدم، چقدر بهتر بر خشم خودم کنترل دارم؛ چقدر افرادی رو دوست دارم و محبت میکنم که دوست داشتنی نیستند و دوست داشتن اونها سخته؛ چقدر دهماهنگی با برادران و خواهران ایماندار خود هستم؛ چقدر از عادتهای بد گذشته من عوض شده و تغییر پیدا کرده یعنی دروغ، غیبت، ناسزا گویی؛ چقدر بر زبون خودم کنترل دارم، اینها همه چیزهای بیرونیست؛ چون یکی ممکنه که ساعتها هم وقت بزاره و بره کتاب مقدس رو بخونه و دعاش رو هم بکنه و چند مرتبه در روز هم بکنه اما نشانههای اون در زندگیش و در رابطه با دیگران دیده نشه؛ چقدر روی زبون خودم کنترل دارم؛ چقدر تشویق کننده و بنا کننده هستم؛ چقدر صلحجو هستم؛ چقدر روح بخشش و گذشت در من نمایان هست و بیشتر و بیشتر شده؛ چقدر از آرامش برخوردار هستم و آیا دیگران این آرامش رو در من میبینند؛ چقدر کارها و تصمیماتی که تو میگیری به نفع دیگران و برای جلال نام خداوند است؛ پس ببینید اینها همه یک چیزهای بیرونیست و باید اینرو دیگران در ما ببینند تا شاهد امینی برای عیسای مسیح باشیم افسسیان باب ۴ آیه ۱۳؛ در نهایت میخواهیم نتیجه گیری بکنیم چقدر، چطور در ایمان خودمون رشد بکنیم:
یک، هر روز در دعا به حضور خدا برو، دعا کن و قلب خودت رو باز کن پیش خدا، هر روز از ضعفهای خودت به خدا بگو و از خدا بخواه تا بهت قدرت بده؛ هر روز اراده خدا رو در کلامش جستجو کن؛ بگو خدایا امروز خواست تو برای زندگی من چی هست و هر چی خدا گفت در مرحله بعدی اطاعت کن، بدون چون و چرا اطاعت کن؛ اگر قراره ببخشش ببخش، اگر قراره کاری انجام بدی انجام بده؛ اگر خدا از تو خدمتی رو میخواد بی دریغ انجام بده.
مرحله بعدی اینکه شاهد امینی در زندگیت برای خداوند باش؛ هر روز در دعا به حضور خدا برو، یوحنا باب ۱۵ آیه ۷؛ هر روز اراده خدا رو در کلامش جستجو کن، کتاب اعمال ۱۷ آیه ۱۱؛ در هر لحظه خدا رو اطاعت کن، یوحنا باب ۱۴ آیه ۲۱؛ شاهد امینی در زندگیت برای خداوند باش متی باب ۴ آیه ۱۹ و یوحنا باب ۱۵ آیه ۸، شاهد امین باش یعنی چی؛ یعنی مسیح رو در زندگی تو ببینند، یعنی خدا جلال پیدا کنه توسط کارهای تو، توسط حرف زدن تو، توسط هر جا که میری؛ عطر مسیح از زندگی تو و رفتار تو بلند بشه؛ به خدا در تمام جزئیات زندگیت اعتماد کن، اول پطرس باب ۵ آیه ۷؛ در تمام قسمتهای زندگیت به خدا اعتماد کن و آخریش اجازه بده روحالقدس زندگی تو رو هدایت و کنترل کنه، غلاطیان باب ۵ آیات ۱۶ و ۱۷، و اعمال باب ۱ آیه ۸؛
اجازه بده قدرت خدا در زندگیت بیاد، اجازه بده او با تو حرف بزنه و تو رو هدایت کنه به خواست و اراده خودش؛ این روش رشد زندگی یک مسیحی هست؛ خدا من و تو رو خونده تا رشد بکنیم؛ بعضیها دلشون خوشه که مسیحی هستن، بعضیها فقط به روزهای یک شنبه قانع هستن که دو ساعت بیاد کلیسا و بره و بقیه روزها من هر کاری میکنم به خودم مربوطه، درآمد من و خرج کردنم به خودم مربوطه، زندگی خانوادگیم به خودم مربوطه، زندگی اجتماعیم به خودم مربئطه، این اشتباهه؛ خدا میخواد در مرکز زندگی ما باشه.
در بعضی از ادیان، شما وقتی که یک قسمتی رو به خدا میدید یعنی در اون قسمت و در اون ساعت، شما خیلی مومنید؛ اما در جای دیگه در کارت بی رحمی، حتی در معاملهای ممکنه دروغ هم بگی در رفتارت با دیگران ممکنه کلک هم بزنی؛ این چیزی نیست که خدا در مسیحیت از ما میخواد خدا میخواد مرکز زندگی ما باشه، مرکز کارمون، مرکز خانوادمون، مرکز رابطمون با دیگران، رفتار ما حتی با دولت و با سیستمی که در دنیا وجود داره؛ پس خدا رو باید در تمام زندگیمون وارد بکنیم.
مسیحیت به دو ساعت اومدن به کلیسا نیستیک بار اینجا صحبت کردیم، خدا از من و شما میخواد قهرمان بسازه؛ کدوم قهرمانی رو دیدید با یک ساعت یا دو ساعت تمرین در هفته قهرمان بشه؛ احتیاج به پشت کار داره، احتیاج به غذای خوب داره، احتیاج به تمرین مداوم داره و هر روز؛ و این چیزیست که خدا از ما در ایمان میخواد در مسیحیت میخواد خدا میخواد هر روز در ایمان رشد بکنیم تمرین بکنیم و ترقی بکنیم و تمرین آسون نیست تمرین درد داره؛ گاهی وقتها اونهایی که میخوان قهرمان بشن ماهیچه هاشون میگیره، گاهی وقتها آسیب میبینند اما چون هدف دارند به جلو میرن، چون هدف داره.
هدف شما چیه؟ هدف ما چیه؟ هدف کلیسای مسیح اینه، جلال نام مسیح در تمام قسمتهای زندگیمون؛ لطفا بایستیم و دعا کنیم:
خداوندا تو رو شکر میکنیم برای اینکه ما رو از تاریکی به نور دعوت کردی؛ ما رو که گمشده بودیم ما رو که زیر کفر و لعنت بودیم نجات دادی و ما رو فرزندان خودت ساختی؛ خداوندا دعا میکنیم که به ما کمک کنی تا زندگی ما به اون مقامی که در مسیح داریم برسه؛ خداوندا ما رو کمک کن به اون رشد برسیم رشد روز افزون که امروز ما با دیروز و فردای ما با امروز فرق داشته باشه؛ خداوندا علیرغم مشکلات و سختیها کمکمون کن تا مطیع کلامت باشیم، کمک کن تا از روح تو از هدایتهای تو، نسبت به اونها حساس باشیم؛ کمک کن به تو اعتماد کنیم حتی در تمام جزئیات زندگیمون؛ کمکمون کن هر کاری که میکنیم هر چه که میخوریم، آنچه که تفکر میکنیم، آنچه که تصمیم میگیریم برای جلال نام تو باشه؛ در نام عیسای مسیح دعا میکنیم، آمین.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر