امروز میخواهیم نگاهی به این موضوع بیاندازیم که چگونه به مشکلات زندگی از دید خداوند نگاه کنیم. هر کدام از ما جسته و گریخته، کم و زیاد با برخی از مشکلات روبرو هستیم و چقدر عالی است که بدانیم خدا برای حل مشکلات ما روش و برنامه خاصی در نظر دارد. امروز میخواهیم با نگاهی به کلام خدا این برنامه و روش را بیاموزیم و آن را در زندگی شخصی خود بکار ببریم.
کلامی را که میخواهیم به آن نگاهی بیاندازیم در انجیل یوحنا ۶: ۱-۱۵ آمده است.
۱ و بعد از آن عیسی به آن طرف دریای جلیل که دریای طبریه باشد، رفت. ۲ و جمعی کثیر از عقب او آمدند زیرا آن معجزاتی را که به مریضان مینمود، میدیدند. ۳ آنگاه عیسی به کوهی برآمده، با شاگردان خود در آنجا بنشست. ۴ و فصح که عید یهود باشد، نزدیک بود. ۵ پس عیسی چشمان خود را بالا انداخته، دید که جمعی کثیر به طرف او میآیند. به فیلپس گفت: “از کجا نان بخریم تا اینها بخورند؟” ۶ و این را از روی امتحان به او گفت، زیرا خود میدانست چه باید کرد. ۷ فیلپس او را جواب داد که “دویست دینار نان، اینها را کفایت نکند تا هر یک اندکی بخورند!” ۸ یکی از شاگردانش که اندریاس برادر شمعون پطرس باشد، وی را گفت: ۹ “در اینجا پسری است که پنج نان جو و دو ماهی دارد. و لیکن این از برای این گروه چه میشود؟” ۱۰ عیسی گفت: “مردم را بنشانید.” و در آن مکان، گیاه بسیار بود، و آن گروه قریب به پنج هزار مرد بودند که نشستند. ۱۱ عیسی نانها را گرفته و شکر نموده، به شاگردان داد و شاگردان به نشستگان دادند؛ و همچنین از دو ماهی نیز به قدری که خواستند. ۱۲ و چون سیر گشتند، به شاگردان خود گفت: “پارههای باقیمانده را جمع کنید تا چیزی ضایع نشود.” ۱۳ پس جمع کردند و از پارههای پنج نان جو که از خورندگان زیاده آمده بود، دوازده سبد پر کردند. ۱۴ و چون مردمان این معجزه را که از عیسی صادر شده بود دیدند، گفتند که “این البته همان نبی است که باید در جهان بیاید!” ۱۵ و اما عیسی چون دانست که میخواهند بیایند و او را به زور برده، پادشاه سازند، باز تنها به کوه برآمد.
جالب است که شاگردانی که با عیسی مسیح برای مدتی طولانی در خدمت بودند، به وی پیشنهاد میدهند که مردم را مرخص نماید تا بتوانند بروند و برای خود غذا تهیه نمایند. اما عیسی مسیح پیشنهاد آنها را رد میکند. در اینجا پول راه حلی بود که آنها ارائه داده بودند، اما این راه حل، روش حکیمانه و درستی نبود. امروزه نیز در بسیاری از کلیساها مردم معتقد هستند که سرمایه و پول و دارایی میتواند مشکلات بسیاری را حل نماید. مردم معتقد هستند که اگر پول داشته باشی مشکلت حل خواهد شد. اما اینها راه حل واقعی نیسیتند.
در همین شرایط بود که اندریاس کودکی را یافت که تنها یک نهار کوچک برای خود داشت. اما یک نهار کوچک چگونه میتوانست جماعت زیادی را سیر نماید؟ جمعیت حدود پنج هزار نفر بودند. عزیزان چگونه خداوند امروز ما را از گرسنگیهای روحانی که داریم رها میسازد. او چگونه ما را از مشکلات فراوانی که داریم آزاد میگرداند؟ از چه طریق خدا به زندگیهای پر از مخاطره ما آرامی میبخشد؟ اجازه بدهید کمی عمیقتر در کلام تفحص کنیم و حقایق را با هم بیاموزیم. پنج قدم اساسی و مهم در این داستان وجود دارد که لازم است ما با هدایت خداوند در برخورد با مشکلات برداریم.
۱) اولین قدم این است که: ما باید ایمان داشته باشیم که خداوند ما عیسی مسیح خود راه حلی برای مشکل ما دارد. این اولین قدم و مهمترین قدم است. آیه کلیدی در میان این آیات، آیه شماره ۶ است: «و این را از روی امتحان به وی گفت زیرا که خود میدانست که چه باید کرد.» این برای ما ایمانداران جای بسیار دلگرمی دارد که خداوندمان عیسی مسیح به طور دقیق میداند که چگونه در برخورد با مشکلات زندگیمان عمل نماید. او دقیقا از مسائل شما آگاه است. او میداند که در کجا درد و رنج به سراغ شما آمده است. او میداند که چگونه دوریها شما را غمگین کرده، جداییها شما را منزوی کرده. او میداند چگونه بیماریها شما را نا امید ساخته و تنگدستی شما را تهی دست نموده است. اما با وجود این کلام خدا میفرماید: عیسی مسیح میدانست چگونه باید عمل کند. او امروز نیز برای زندگی شما میداند چگونه باید عمل کند. اجازه بدهیم قلبمان پر از گرما و محبت خداوند باشد چون او به فکر ماست و برای هر مشکلی که در آن هستیم راه حلی ارائه میدهد. عیسی مسیح هیچگاه نمیگوید: نمیدانم با مشکل تو چه باید کرد! برو و بعدا بیا. یا مشکل تو برایم چیز جدیدی است! اجازه بده بعدا برای آن راه حلی انتخاب نمایم. عیسی مسیح اینگونه عمل نمینماید. بلکه او خدای قادر متعال است و برای مسائل زندگی ما بهترین راه حل را دارد.
اشتباهی که اکثر ما میکنیم این است که بسیار تلاش میکنیم تا به خداوندمان عیسی مسیح راه حلهای خودمان را ارائه دهیم، در عین حالی که او بهترین راه حل را با حکمت الهی خودش برای ما در نظر دارد.
قدم ایمان در اینجا نقش مهمی دارد که بدانیم برای حل هر مشکلی راه حلی وجود دارد. این یعنی داشتن ایمان قلبی به راه حلهای حکیمانه خداوندمان عیسی مسیح. وقتی شاگردان به جمعیت انبوه نگاه کردند و به وضعیت دشوار خود خیره شدند، آنان تقریبا نا امید شده و دلسردی و یاس به سراغ آنها آمده بود. چون نمیدانستند چه باید بکنند. ما نیز وقتی به مشکل نگاه میکنیم، با دید محدود خود به خداوند مینگریم. ما مقیاسها و معیارهای انسانی خود را بهتر میشناسیم تا معیارها و روشهای خداوندی را. به همین علت در مشکلات دلسرد میشویم. اما وقتی خداوند را به مشکلات زندگی خود دعوت میکنیم و او را بین خود و مشکلات قرار میدهیم، عظمت خداوند بهتر و بیشتر نمایان میشود و بزرگی مشکلات از بین میرود. اما وقتی مشکلات بین ما و خداوند قرار میگیر باعث میشود که ما عظمت خداوند را فراموش کنیم و اقتدار او را کوچک بشماریم. (اسلاید)
عزیزان همیشه باید خداوند را در مشکلات زندگی خود بخوانیم و به این آیه ایمان داشته باشیم که او میداند چه باید کرد. او برای مشکلات زندگی ما راه حلها و پاسخهای حکیمانهای دارد.
۲) دومین حقیقت این است که ما باید تمام آنچه را که داریم هر چند اندک جمع آوری کنیم و آن را به عیسی مسیح تقدیم نمائیم. ممکن است در ابتدا آنچه را که داریم اصلا قابل توجه نباشد و حتی بسیار اندک نیز باشد، اما وقتی آن را به دستان عیسی مسیح میسپاریم قدرت او، آن را مظاعف میسازد و زیاد میکند. امروز شما چه چیزی دارید که به او تقدیم کنید. همان ایمان اندک شما که قدمهای لرزانتان را به سوی صلیب مسیح هدایت کرد برای خداوند ارزشمند است. همان دلگرمی کوچکی که از حضور خدا در قلبتان وجود دارد برای عیسی مسیح ارزشمند است. همان سلامتی اندکی که دارید، برای شفای کامل شما ارزشمند است. همان امید اندک شما که خداوند شما را به خانواده شما خواهد رسانید برای خداوند با ارزش است. خدا امیدتان را برکت داده و به واقعیت تبدیل میکند. کافی است که به تمامی این شرایط، ایمان اندک خود را بیافزائید و ببینید که خداوند میتواند معجزات در زندگی شما انجام دهد.
توجه داشته باشید عمل معجزه غذا دادن به پنج هزار نفر در کجا صورت گرفت؟ در دستان عیسی مسیح نه در دستان شاگردان! آنان تنها آنچه را که داشتند به مسیح دادند. در دستان مبارک عیسی مسیح بود که معجزه انجام گرفت. دستانی که هنوز سوراخ نشده بود و مشغول معجزه بود.
شاگردان چه کردند؟ چیز اندک خود را به مسیح سپردند. این عیسی مسیح بود که نان و ماهی را برکت داد و به شاگردان باز گردانید تا در میان مردم تقسیم کنند. نقش شاگردان این بود که در این برکت رساندن و معجزه، فقط سهیم باشند و در توزیع برکات، همکاران خداوند بشوند.
آیا میخواهید بیشتر برای خداوند مفید باشید؟ عطایای اندک خود را به حضور خداوند بیاورید تا برکت یافته تا برای خدمات بزرگتر مهیا شوید. پس عزیزان دومین قدم مهم برای حل مشکلات از روش خداوند این است که آن چیز اندکی که داریم به عیسی مسیح تقدیم کنیم و بعد راهنماییهای او را با دقت بشنویم.
۳) سومین قدم در حل مشکلات از روش خداوند این است که: من و شما باید همیشه آماده باشیم تا آنچه را که عیسی مسیح به ما میگوید انجام دهیم. در این داستان فیلیپس راه حلی داشت و میخواست به عیسی مسیح نصیحت دهد. نصیحت او در مورد امور مالی بود. احتمالا او محاسبات خود را انجام داد و میدانست مبلغ زیادی نیاز دارد. ولی هیچ میدانید که عیسی مسیح به نصیحتهای من و شما احتیاج ندارد. کلام خدا در رومیان ۱۱: ۳۴ «زیرا کیست که از فکر خداوند آگاه بوده و یا مشاور او بوده باشد؟»
پس عزیزان وقتی که در مشکلات زندگی هستیم، راه حلهای دنیوی خود را به خداوند به عنوان نصیحت ارائه ندهیم. او خودش بهترین نصیحتها را میداند. اما آندریاس را در نظر بگیرید که در این داستان بچهای را که غذای اندکی داشت یافت و به نزد عیسی مسیح آورد. احتمالا او نیز مطمئن نبود که این نهار اندک چگونه برای همه آنها کافی خواهد بود. اما هیجان انگیزترین قسمت داستان اینجاست که عیسی مسیح دستورات خود را به آنها میدهد و شاگردان تنها اطاعت مینماید و خداوند معجزه را عملی مینماید.
عزیزان وقتی ما به خداوند اعتماد میکنیم و سهم خود را که انجام کارهای ممکن است انجام میدهیم، آنگاه خداوند وارد عمل میشود و کارهای غیر ممکن را عملی میسازد. سهم ما عمل نمودن ممکن هاست، آنچه که میتوانیم انجام دهیم و سهم خداوند این است: آنچه را که غیر ممکن است عملی نماید.
به زندگیهای خود نگاهی بیاندازیم ببینیم که خداوند چه چیز را از ما میخواهد که انجام دهیم؟ محبت بلاعوض، بخشش دیگران، دستگیری دیگران تا جایی که میتوانیم، صبر و تحمل و پایداری داشتن در دریافت وعدههای خدا، گوش نمودن غمها و دردهای مردم. با انجام همه اینها، برکات و معجزات وارد زندگی ما میشود. و خداوند غیر ممکنها را برای ما ممکن میسازد.
بیاد بیاورید ایلعازر را که او چگونه از قبر بیرون آمد. او زمانی از قبر خارج شد که چند نفر دستور عیسی مسیح را مبنی بر کنار زدن سنگ قبر اطاعت نمودند. آنان آنچه را که مسیح گفته بود عملی کردند. یعنی آنچه را که میتوانستند. در نتیجه شاهد این شدند که چگونه خداوند غیر ممکن را ممکن ساخت و ایلعازر را زنده کرد. بیاد بیاورید چگونه عیسی مسیح چشمان مرد نابینا را بینا نمود. بله عزیزان آن مرد موقعی بینا شد که به حوض سیلوحا رفت و چشمان خود را شست. در قدمهای این عزیزان ایمان را میبینیم. حرکت را میبینیم. ایمان به دنبال خود اطاعت را به همراه دارد.
اگر میخواهید شاهد این باشید که خداوند در زندگی شما گرههای کور را باز کند و غیر ممکنها را ممکن سازد، در اطاعت او باشید. ایمان خود را در اطاعت از او به مرحله نمایش در بیاورید. وقتی عیسی مسیح با ما صجبت میکند لازم است که آماده و مهیای شنیدن باشیم و بادقت فرامین او را انجام دهیم. تنها در این صورت است که او از جانب ما وارد عمل شده و دستان مبارک خود را بر مشکلات زندگی ما میگذارد. عزیزان کار خداوند معجزه کردن است و کار ما خدمت نمودن در این معجزه.
این به این معنی است که خداوند در حین انجام معجزه ما را به همکاری دعوت میکند. او از ما نمیخواهد که دست روی دست گذاشته، عاطل و باطل بنشینیم. بلکه در مسیر خاص خداوند حرکت کنیم تا شاهد معجزات عالی خداوند باشیم. پس سومین راه حل خداوند برای حل مشکلاتمان این است که همیشه آماده، در دسترس و مهیا باشیم و اشتیاق داشته باشیبم که آنچه را که به ما میگوید مو به مو انجام دهیم. فیلیپیان ۲: ۱۳ میفرماید: « زیرا خداست که با عمل نیرومند خود، هم تصمیم و هم قدرت انجام آنچه را که خشنودش میسازد، در شما پدید میآورد.» پس عزیزان سعی کنید اشتیاق در انجام خواست خداوند را در خود زیاد کنید. اگر چنین کنید او خودش قوت انجام ارادهاش را به شما خواهد بخشید.
۴) چهارمین حقیقت این است که ما باید دیگران را مقدم از خود قرار دهیم. مهمترین قدم در حل مشکلات زندگی این است که همیشه احتیاجات دیگران را مقدم بر احتیاجات خود قرار دهیم. در داستانی که با هم خواندیم بدون شک شاگردان نیز گرسنه بودند اما آنها اول جماعت را خدمت کرده و غذا را به پنج هزار نفر رساندند. آنان مطمئن شدند که کسی گرسنه نمانده باشد. وقتی ماموریت خود را انجام دادند باقی مانده غذاها را به دستور عیسی مسیح جمع کردند و سبدها پر شد. شاگردان اول غذا نخوردند بلکه اول به مردم غذا رساندند.
بله عزیزان اگر میخواهید که مشکلات زندگی شما حل شود به مسائل و مشکلات زندگی دیگران توجه نمائید. سعی کنید تا جایی که میتوانید در حل مشکلات آنها قدم بردارید. این تنها مسئولیت خادمین کلیسا نیست بلکه مسئولیت هر شخص مسیحی است. اگر دیگران برایتان مقدم باشند، آنگاه خداوند نیازهای شما را نیز رفع خواهد کرد. کلام خدا در متی ۶: ۳۳ میفرماید: « بلکه نخست در پی پادشاهی خدا و انجام ارادۀ او باشید، آنگاه همۀ اینها نیز به شما عطا خواهد شد.» چه نصیحت مهمی خداوند به ما میدهد.
۵) آخرین روش حل مشکلات از طریق خداوند این است که: ما باید مراقب باشیم تا هیچ برکتی را دور نریزیم. سبدهای باقی مانده از غذا نکته مهمی را به ما میآموزد. واکنش و عملکرد ما بعد از حل مشکل، به همان اندازه مهم است که قبل از حل مشکل عملکرد ما اهمیت دارد. برایتان توضیح میدهم. ما تمام تلاش خود را میکنیم تا خداوند معجزهاش را در زندگی ما انجام دهد. وقتی معجزه صورت گرفت و مشکل ما حل شد، دیگر به دنبال خداوند راه نمیرویم و او را فراموش میکنیم.
عزیزان در این حقیقت پنجم برای ما درس مهمی نهفته است و آن این است که ما باید بنشینیم و عملکرد خود در مشکل و کارهای خداوند در حل مشکل را ارزیابی نمائیم. ما لازم است که با کمک روحالقدس کار عظیم خداوند را درک کنیم و درسهای روحانی را از او بیاموزیم. و در اعتماد و توکل نمودن به او رشد کنیم. در واقع از این طریق ما بیشتر شبیه مسیح میشویم.
در این داستان شاگردان درسهایی را که مسیح به آنان یاد داد به خوبی نیاموختند. میدانید چرا؟ چون بسیار زیاد در گیر خود معجزه بودند تا مفهوم آن. درگیر نان و غذا بودند تا غذای روحانی که مسیح میخواست آنها دریافت کنند. آنان شاهد معجزه سیر نمودن به پنج هزار نفر بودند، و در جای دیگر شاهد سیر شدن چهار هزار نفر بودند. اما وقتی سوار بر قایق شدند تنها یک قرص نان با خود برداشتند و همهاش نگران این بودند که چگونه همگی آنان سیر شوند. مسیح آنان را توبیخ میکند و میفرماید: مرقس ۸: ۲۱ « آیا هنوز درک نمیکنید.» بله عزیزان شاگردان غفلت کردند و درس خود را نیاموختند.
این خطر برای ما همیشه وجود دارد که وقتی مشکلات زندگی ما حل میشود، درسهای لازم را نیاموخته باشیم. اعتماد کردن را یاد نگیریم، توکل نمودن را فراموش کنیم، اقتدار خداوند را زیر سوال ببریم و قوت او را کوچک بشماریم.
خدا برای این جماعت معجزه نمود، اما آنها میخواستند که مسیح را پادشاه نمایند. آیه ۱۵. احتمالا در همین مرحله از زندگی روحانی شاگردان بود که آنان نیز با جماعت هم عقیده شدند و خواست مردم را تائید کردند. بی علت نیست که عیسی مسیح بلافاصله از شاگردان میخواهد که از جماعت دور بشوند تا خود مردم را مرخص کند. عزیزان خداوند با مهر و محبت عظیمش ما را از مشکلات میرهاند تا ما درسهای عالی از او بیاموزیم. باشد که مانند شاگردان نباشیم که مسیح به آنان فرمود: آیا هنوز درک نمیکنید!
زندگی ما پر از مشکلات فراوان است اما خدا میخواهد که ما از روش او به حل آنها بپردازیم. اگر در مسیری حرکت کنیم که روش خداوند در آن جای دارد، ما رشد خواهیم کرد و خداوند جلال خواهد یافت. وقتی در مشکلات هستیم، غیر ممکنها را خداوند برای ما ممکن میسازد چون ما به او توکل نمودهایم.
کلام خدا در ارمیا ۳۲: ۲۷ میفرماید: « من خداوند خدای تمام انسانها هستم. چیزی نیست که من قادر به انجام آن نباشم.» عزیزان هر کدام از ما الان با یک یا چند مشکل روبرو هستیم. آیا خود را اسیر مشکلات میبینیم یا آزاد شده از مشکلات توسط قدرت عظیم خداوند؟ آیا در مسیر حل مشکلات و رهایی با روش خداوندی، در حرکت هستیم یا ایستاده و هراسانیم؟ خداوند امروز میخواهد که ما را از مشکلات فراوان زندگی ما رهایی دهد. او امروز میفرماید که از الگوی من برای حل مشکلت استفاده کن چون من میدانم که چه باید کرد. کلام مسیح را بیاد بیاورید! : «و این را از روی امتحان به وی گفت زیرا که خود میدانست که چه باید کرد.»
عزیزان واکنش درست ما به خداوند دعایی است که ارمیا نمود. ۳۲: ۱۷ « ای خداوند تو زمین و آسمان را با قدرت و توانایی عظیم خود آفریدی، هیچ چیز در برابر تو غیر ممکن نیست.»
دعا کنیم: خداوندا تو را شکر میکنیم که تو خدای غیر ممکنها هستی. تو قادر هستی که موانع را از جلوی پای ما برداری و ما را به سلامت به منزل برسانی. خداوندا دعا میکنیم که سنگهای بزرگ زندگی ما را حرکت بدهی و معجزات بزرگ خود را در زندگی ما نمایان بسازی. ما خود را به دستان مبارک تو میسپاریم و به تو توکل میکنیم.
اگر میخواهید که خداوند امروز وارد زندگی شما بشود و معجزه نماید لازم است که او را به زندگی خود دعوت کنید. قلب خود را برای خداوند باز کنید. او شما را بسیار دوست دارد و نمیخواهد ببیند که شما در زیر بار سنگین مشکلات نابود شوید. او آماده است که به شما رهایی و آزادی ببخشد. میتوانید با من اینگونه دعا کنید: ای مسیح خداوند از تو دعوت میکنم که وارد زندگی من بشوی و از من آن شخصیتی را بسازی که منظور نظر توست. امروز به گناهان خود اعتراف میکنم، از تمامی آنها توبه مینمایم و به سوی تو باز بر میگردم. مرا ببخش که با روشهای انسانی میخواستم به حضور تو بیایم. نقشههای الهی خود را در زندگی من عملی کن. از اینکه برای گناهان من بر روی صلیب رفتی ترا شکر میکنم. اعلام میکنم که تو جریمه گناهان مرا دادی، در قبر گذاشته شدی و در روز سوم از قبر برخواستی و حالا زنده هستی. پس ای عیسی زنده وارد زندگی من بشود و مرا تبدیل بنما. از اینکه دعای مرا شنیدی سپاسگزارم. آمین

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر